گاهی به مخاطب نگاه کن! / محمد اردلانی

نادیده گرفته شدن و رد اثر از سوی سفارش دهنده، اتفاقی است که اکثر طراحان گرافیک حرفه ای نیز تجربه آن را دارند. گاهی می توان علت نرسیدن به زبان مشترک میان طراح و سفارش دهنده را فقط سلیقه سفارش دهنده دانست، که به هر جهت قابل احترام است. در این میان نباید از قدرت بلامنازع مخاطبان که هدف اصلی هر طراحی هستند، غافل شد. گاهی سلیقه مخاطب و سفارش دهنده در فواصل دوری از یکدیگر قرار می گیرند. در پروژه امروز روزرنگ قصد داریم تجربه جدیدی داشته باشیم از نمایش دو پوستر طراحی شده برای یک سفارش دهنده.

« اولین نکته ای که همیشه در طراحی پوسترِ اطلاع رسان و کاربردی در نظر می گیرم، گویا بودن و انجام وظیفه طراح گرافیک است. همواره می کوشم که مبادا موضوع سفارش را بهانه ای برای هنرمند جلوه دادن خود تلقی کنم. بنابراین در صورت امکان، دیدگاه های شخصی، ویژگی های فرمی مورد علاقه، فلسفه و … را با دقت در عدم آسیب رسانی به بیان اصلی، در دل اثر و متقابلا در دل مخاطب می گنجانم.
وقتی اردیبهشت ماه، طراحی پوستر چهاردهمین جشنواره بین المللی فیلم مقاومت توسط دبیر رویداد به من سفارش داده شد، با بررسی پوسترهای دوره های پیشین و با توجه به دیدگاه ها و سیاست های اعلامی سفارش دهنده مبنی بر تاکید بر گویا و صریح بودن، بهره گیری از زبان جهانی هنر، قابل فهم بودن برای همه مردم دنیا، حمایت از مقاومت و بیداری منطقه، نقش ملت های بیدار در مقابله با استکبار جهانی، مقابله با جنگ نرم و رسانه‌های استکباری، در برگیرنده همه انواع مقاومت ها در سراسر دنیا و… به دنبال ایده بین المللی مشت مقاومت، که پیش از این هم مورد استفاده قرار گرفته بود رفتم. پس از اتود و تصمیم گیری در مورد فرم، دو تکنیک متفاوت را اجرا کردم تا احتمال تامین نظر مخاطب و سفارش دهنده را بالا برده باشم.
اما طبیعی است که همیشه هم اثر طراح پیروز نمی شود و می بینیم عکسی که هیچ یک از ویژگی های در خواست شده را ندارد، در سطحی بسیار وسیع اکران شده است. متاسفانه با وجود جستجوهای بسیار نام خالق اثر اکران شده را در هیچ رسانه ای، حتی در خبر رونمایی پوستر و سایت این جشنواره نیافتم.
پس از دیدن اثر اکران شده در پرتابل های شهری تصمیم گرفتم برتری های احتمالی اثر اکران شده نسبت به پوستری که ساختم را از مخاطبین بیاموزم.»

« محمد اردلانی»  یک طراح گرافیک تجربی است که فعالیت حرفه ای خود را از سال ۱۳۷۸ آغاز کرده. همکاری با شرکت های تبلیغاتی متعدد و سازمان هایی از جمله شهرداری تهران، شرکت مترو تهران، دانشگاه علوم پزشکی ایران، حوزه هنری، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بخشی از فعالیت های او هستند. اردلانی همچنین برگزیده نخستین جشنواره تجسمی تهران و برگزیده ششمین جشنواره بین المللی تایپوگرافی اسماء الحسنی است. علاوه بر تدریس حضور در ده ها ورکشاپ و نمایشگاه انفرادی و گروهی در کشورهای ایران، اسپانیا، ایتالیا، فرانسه، اتریش، هلند و فنلاند نیز در کارنامه کاری او به چشم می خورند.

01-initial-plan 02-sketch 03-illumination 04-temp-photo 06_1 06_3 06_2 07_1 08



44 thoughts on “گاهی به مخاطب نگاه کن! / محمد اردلانی”

  1. به نظرم هر دو طرح در حوزه خودشون کار موفقی نیستن. کار منتشر شده فضای نوستالژی خوبی داره اما ایده‌ای نداره و همه چیزتکراری و ملال آوره به شدت. پوستر چناب اردلانی لی اوت منسجم و خوبی داره، ترکیب بندی هم موفقه اما ایده ای دندونگیری نداره. استفاده از مشت فی نفسه اشکالی نداره اما وقتی به نمادی اینچنین شناخته شده برمی خوریم کار سخت میشه و ایده ی خاص فقط میتونه حضور اونو توجییه کنه که توجیه نشده! فرم طراحی مشت ضعف طراحی داره و خلاصه من به هردو کار نمره مثبتی نمیدم.

  2. باسلام واحترام
    اقای اردلانی عزیر در این که طراح خوبی هستید شکی نیست وقطعا توانایی بالایی دارید ولی در اعمال نظر در رابطه با پوستر شما باید بگم که شاخ وبرگ دادن به ایده های کلیشه ای دیگه جوابگو نیست کمااینکه اگه ایده پرقدرت باشه نیازی به شاخ وبرگ دادن نیست
    هرچند پوستر منتشر شده هم زیاد چنگی به دل نمی زنه ولی من فکر میکنم به لحاظ ساختار رنگی نسبت به پوستر شما یه کمی بهتره چون این طور که به نظر می رسه شما رنگ رو بی هدف انتخاب کردید وفقط هدف از انتخابش تکراری است که شاید در گذشته خوب جواب داده

    1. عکس خاکستری سمت راست به واسطه ی خاکستری بودنش نماد بی تفاوتی و یاس محسوب میشه، بعد شما میگی به لحاظ ساختاری این رنگ خاکستری از رنگ قرمز و طلایی کار آقای اردلانی بهتره با توجه به موضوع مقامت !؟

      1. دوست خوبم جناب مردانی رنگ خاکستری (البته این عکس سیاه و سفیده ) نشانه نا امیدی و یاس هستش ؟ ینی کل عکسهای سیاه و سفید دنیا مایوس و نا امید هستند ؟ برداشتمون از رنگها چیه ؟ آیا محتوای تصویر رو مدنظر قرار نمیدیم ؟ بنده هم موافق فرمایش شما هستم عکس چیزی برای گفتن نداره ینی جز چند لبخند برای دوربین و یک پیرمرد خسته نه از مقاومت میگه و نه از جنگ و نه دفاع مقدس صرفا عکسی است یادگاری که حتی نشانه های رزمنده بودن این افراد رو هم با کادر پایین پوشانده کسانی که نمادشان جز چفیه و چند گلوله نمایان پیرمرد چیز دیگری نیست. رنگهای پوستر اقای اردلانی هم چنگی به دل نمیزنه استفاده از خردلی با طرحی کلیشه ای که ابدا مخاطب درگیر مکاشفه اش نخواهد شد.

  3. با سلام به روز رنگ و استاد اردلانی عزیز
    قیاس این عکس با پوستر کلا مع الفارقِ و قابل مقایسه نیستن
    منهای اینکه اون عکس هیچ خلاقیتی نداره، از نظر فرم هم هیچ امتیازی نداره و حداقل های یک پوستر حرفه ای بی بهرس
    درسته مشت بارها استفاده شده ولی اینقدر استفاده شده که به نماد تبدیل شده و به درستی در این اثر انتخاب شده و بسیار خوب با اون فیلم ها درهم آمیخته شده
    بماند که لی اوت و ترکیب بندی پوستر استاد، واقعا حرفه ای و جذاب از کار در اومده
    این سمت راستی بیشتر به کارای پاساژ مهستان شبیهه و انگار برای جنگ هشت ساله زده شده نه موضوع مقاوت همه ملت ها و …

  4. چقدر زحمت کشیدید واقعا، خدا قوت آقای اردلانی
    کار شما عالیه استاد
    اصلا کاش در مورد اون عکسی که منتشر شده حرفی نمی زدید که لذت دیدن اثرتون در روزرنگ خدشه دار نشه
    مرسی از روزرنگ برای توضیحات خوب و نمایش اتودهای کار

  5. پوستر سال قبل این جشنواره را کاملا به خاطر دارم، کار خوبی از جناب موسی زاده بود، سال قبلشم تغریبا خوب بود کار مجید کاشانی، امسالم اگر با استاد اردلانی ادامه می دادن می شد به آینده ی گرافیک امثال این جشنواره ها خوشبین شد.
    ولی خوب متاسفانه گویا اینبار هم پاساژ مهستانی ها موفق شدن سفارش دهنده های عامی این قبیل برنامه هارو اقوا کنن.
    ممنون از روزرنگ که مارو مهمون دیدن این اثر زیبای آقای اردلانی کرد که به بیلبوردهای شهر نرسید
    انشالا پوستر جشنواره ی سال بعدو باز به یه آدم حسابی بسپرن و البته طرحشم بپذیرن

    1. بنده تا جایی که اطلاع دارم پوستر به چندین طراح مطرح سپرده شده و این طرخ از میانشون انتخاب شده. پس اگر طرح مطابق سلیقه ی شما نیست درست نیست که اون رو کاری غیرحرفه ای بنامیم. بسیاری از پوسترهای جشنواره ها از سادگی عکس های خوب استفاده میکنند لزوما کاری که پر از رنگه و عناصر گرافیکی پیچیده ای در اون گنجیده شده کار حرفه ای نیست!

      1. همین بی نام و نشان بودن پوستر شاهده بی نام و نشان بودن کسیست که ساختتش داره دیگه.
        منهای نداشتن حداقل های گرافیک خوب باز هم مطمئنن اجراکار اون عکس یه طراح حرفه ای مثل استاد اردلانی نبوده که اگر بود حتمن خجالت نمی کشیدن و اسمشو توی خبر ها اعلام می کردن، یا لااقل خودش زیر کارش امضا میزاشت.

  6. سلام. بهتره واقع بین باشیم. کار منتشر شده خیلی بهتر هستش. برای اون دسته از عزیزان که طراحی پوستر سمت راست رو فقط ۱ عکس ساده میدونن باید اشاره کنم که سخت ترین کار در طراحی پوستر، کار با ۱ عکس موفقه که قراره برای پوستر دیزاین بشه، جشنواره مقاومت اشاره به واقعیت مبارزه و ایستادگی داره، کاری که توسط محمد اردلانی انجام شده نه تنها ضعیفه بلکه حتی توانایی استفاده از سمبل مُشت گره کرده که یکی از نشانه های مقاومت است را نداشته، ضعف در اجرای پوستر محمد اردلانی بیش از این است که با ۱ ادیت به نتیجه مطلوب برسد، در ضمن استفاده از موتیفی که محمد اردلانی به عنوان نوعی امضا در کارهایش قرار می دهد به قدری بی فایده است که فقط به رخ کشیدن طراح را نشان می دهد. در پوستر منتشر شده جشنواره استفاده از ۲ رنگ باعث ایجاد انسجام شده و نگاه هایی که به بیننده خیره شده اند، یادمون نره بیوگرافی ۱ طراح و سابقه فعالیتش هیچ وقت دلیل مناسبی برای خوب بودن کاری که ارائه میده نیست و نبوده …
    * نکته مهم: وقتی طراح، هزینه طراحی را دریافت نموده و کار را اجرا کرده، اینکه کار منتشر شود یا نشود به دست ایشان نیست بلکه به خواست سفارش دهنده است. بهتر از حق را طلب کنیم و زیاده خواه نباشیم …

    1. آرتیست عزیز متنی که بالا در توضیح خبر نوشتن به خوبی نشون میده که برای طراحش که محمد اردلانی باشه هزینه ای که حتمن گرفته یا انتشارش مهم نبوده، این بنده خدا اینقدر خاکی بازی درآورده که گفته می خواد اینجا برتری های اون عکسو نسبت به پوسترش از بیننده ها جویا بشه
      ولی من بیننده نمی تونم بخونم که یه کسایی که معلومه همکارای همون مغازه ی مهستانیه هستن بیان حرفایی بزنن که حتی بچه های ترم یک گرافیک هم با شنیدنش خندشون می گیره

      1. نوید جان، بهتره که بدونید طراحان مهستان حرفه ای تر از خیلی از دوستان عضو انجمن گرافیک هستند که سالی ۱ کا هم سفارش نمیگیرند، خیلی خوبه که با بچه های ترم یک گرافیک همراهی و میخندی

        1. خوب من هم می خواستم همینو بگم که این کار دوستان مهستانه دیگه که خداروشکر خودتون اومدید و اعلام کردید
          لااقل اسم خودتون یا همکاری که اینو طراحی کرده را هم میزاشتید توی کار که افتخار آشنایی داشته باشیم ولی خوب گویا خضوعتون بالاس یا اعتماد به نفستون پایین، شایدم می دونید چه فاجعه ی سردستی خلق کردید و نخواستید آبروتون بین مغازه های مهستان بره که اسم و امضا نزاشتید

          1. خیلی خوبه که اطراف کسی میچسبید و دنبال موفق شدن از طریق تعریف کردن از اون شخص هستید شعبان جعفری(شعبون بی مخ) هم کلی آدم اطرافش داشت که همش ازش تعریف میکردن، همه تلاشتون رو بکنید برای پیشرفت اما نه به هر قیمتی….

  7. دوست عزیز اقای مردانی تعصب شما روی یک طراح در بازه ای که همه یکدیگر را پایین می کشن ونقض می کنن ستودنی است ومن واقعا به شما افرین می گم ولی این رو درنظر بگیرید که خود طراح خواسته فضایی بوجود بیاد تا ذهنش جهت دهی بشه برای تولید اثر نه خوب بلکه هالی در اینده نزدیک نباید فراموش کرد که گرافیک هنریست در خدمت بازار وصد البته اثر موفق اثریه که هم به دل طراح بشینه هم سفارش دهنده رو راضی کنه
    اینکه من گفتم در کار اول ساختار رنگی خوبی به نمایش گذاشته شده بیراه نیست اتفاقا برخلاف نظر شما بهتره بدونیم خاکستری رنگ پرقدرت ومخرب نیروی رنگهاست نه نماد بی تفاوتی از ادبیات بیرون بیاید و درحوزه رنگ مطالعه تون رو بیشتر کنید همه می دونیم که درساختار یک پوستر خوب فقر رنگی جایز نیس همانطور که غنای رنگی جایز نیست

  8. با دروود به دوستان
    هیچکدام از پوسترهای طراحی شده مناسب این جشنواره نبوده و معرف و جذابیت لازم برای یک جشنواره را ندارد اما به عقیده من نگاه مخاطب عام به این تصاویر و ارتباط با آن در پوستر سمت راست که از یک عکس استفاده نموده که پیرمردی در کنار جوانان است بیشتر است در پوستر آقای اردلانی به دلیل استفاده از عناصر کلیشه ای و فاقد ایده جذاب مخاطب خیلی ارتباطی برقرار نخواهد کرد هرچند که به نظرم زحمت زیادی در خلق آن کشیده شده است کلیشه بودن و نحوه اجرای پوستر از ضعف های پوستر اقای اردلانی است

  9. علیرغم اینکه به شخصه معمولا کارهای محمد اردلانی رو دوست دارم و همچنین باوجودیکه پوستر دوم رو پوستر خوبی نمیدونم اما اگر خود من بین این ۲ پوستر قرار بود یکی رو انتخاب کنم، همون پوستر دومی رو انتخاب میکردم!
    کار آقای اردلانی از نظر لی آوت و پیام موفق تره اما جذابیت لازم رو نداره و یجورایی قدیمی و دمده به نظر میرسه. کار دوم علیرغم همه ضعف هاش و اینکه پیام قوی ای نداره و فقط شبیه یه قاب از یه فیلم دفاع مقدسی هستش اما از نظر سر و شکل بیشتر به دل میشینه. استفاده از رنگ قرمز روی زمینه خاکستری هم به گیرایی کار کمک کرده.

  10. به نظر بنده ضعف طراحی دست در کار کافیه که کار رد بشه… در مورد اینکه کار با عکس بسیار سخته بنده نیز همین نظر رو دارم… از نظر من استفاده از دو رنگ بسیار کار رو حرفه ای کرده..تعدد رنگ همیشه وجه امتیاز نیست.. نماد مشت در پوستر پارسال هم به کار رفته بود و خلاقیت جدیدی رو در استفاده ی دوباره از این المان شاهد نیستیم… از نظر لی اوت هم وجه امتیاز زیادی باهم ندارند . هردو یک رویکرد رو دارند و به نظر بنده هر دو لی اوت استاندارد هستند.

  11. به نظر من اینکه یک طراح انرژی زیادی صرف خلق یک پوستر رویداد میکنه و ایده یابی رو محور کارش قرار میده روند خوبیه ولی هرگز توجیه کننده برتری کار به کار دیگه ای نیس که تو نگاه اول شاید اینطور به نظر برسه که ایده و انرژی زیادی براش صرف نشده البته من با این نظر قصد ندارم بگم کار آقای اردلانی جور نیست یا مشکل داره یا کار منتخب خیلی گیرایی داره و …قثط بعضی مواقع پیش میاد بعضی کارا جور در میان با رویدادی که قراره براش تبلیغ بصری صورت بگیره من فکر میکنم نباید بی از حد غرق در ایده یابی و تکنیک اجرا بشیم به نظرم ایده و اجرایی بهتره که به طور کاملاً ساده و گویا و به دور از شلوغی بصری حرفش رو بزنه البته با یه ایده ی خوب ساده و البته نو نه تکرار ایده های قبلن اجرا شده با ترکیب و تکنیک نو …به نظرم کار منتخب بیش از حد ساده و کار آقای اردلانی سوای تکنیک اجرایش بکر نیست البته شاید من هم خودم هم بودم عاجز از پیدا کردن ایده بکر و ساده ای میشدم ولی به هرحال اون تصویر ذهنی یه جایی هست باید بی دغدغه بود و ساعی تا پیداش کرد تا بشه گفت این همون چیزیه که باید باشه…

    1. بین کامنت هایی که زیر این مطلب نوشته شده، به نظرم قشنگ ترین کامنت رو دادی. یه کامنت درست و منطقی و به دور از تعصب و کاملاً مؤدبانه.
      دمت گرم

  12. کار آقای اردلانی به لحاظ اجرایی در کل کمی فضای کودکانه و شوخ به خودش گرفته و شاید این اصلی ترین دلیلی باشه که کار رو برای چنین موضوع و مفهومی نه چندان مناسب جلوه میده
    اما در میان پوسترهای پیشنهادی به نظرم مورد اول با زمینه ی خاکی یه سر و گردن بهتر از بقیه ست

  13. با احترام
    پوستر هر دو بزرگ وار گرامی هستند.
    یک پوستر خوب باید ساده باشد و مخاطب را در نگاه اول جذب کند.
    پوستر آقای اردلانی: دارای سادگی ، ترکیب بندی ، ایده خلاق ؛ و رنگ بندی مناسب می باشد و محتوا رو به خوبی میرساند ، استفاده بجا از المان های هنری. ولی پوستر بزگواری که اثرش به چاپ رسیده ، مثل نقاشی و عکاسی نگاه کرده است و مشتری پسند هست.
    پوستر خوب ، پوستری است که هم دستی و هم کامپیوتری اجرا شده باشد. شاید آقای اردلانی وقت زیادی را صرف تصویر سازی و عکاسی و اجرا پوستر گزاشته اند تا پوستر بزرگواری که اثرش چاپ شده است.
    هر دو طراح بزرگوار خسته نباشند که هدفشان رسیدن به جامعه آرمانی هنری می باشد.
    باید مسئله ریشه ای حل بشود. و طراحان در راستای اخلاق محور حرکت کنند.
    با آرزوی موفقیت روز افزون برای این دو هنرمند بزرگوار و تمامی دوستداران هنر و ادب
    نوید اچگان

    1. کاملا باهاتون موافقم ولی ما از قبل هنرستان هم یادمونه هر جا سر کلاس نشستیم به مدرسمون گفتیم استاد
      خوب این بابام هزارتا شاگرد داره باید چی صداش کنیم ؟
      منظورمون هم استاد ممیز یا آغداشلو و احصایی نبوده، منظورمون مدرس بوده و اصطلاح مصطلحش هم همینه، حالا شما چرا دردتون میگیره که به اردلانی میگیم استاد نمی دونم!
      تازه از هر کدوم ازشاگردای اردلانی هم بپرسی میشنوی که تاکید داره با این عنوان استاد خطاب نشه
      خوب استاد ماس دیگه، بگیم آقا معلم !؟

  14. من اصلا نمی فهمم چه دلیلی داشت آقای اردلانی اون عکسو هم کنار پوستراش بزاره که طرف بخواد برای دفاع اینجا جار و جنجال خنده دار راه بندازه و از ضعف در طراحی اثر ایشون بگن.
    همون پوسترا و اتودارو می زاشتید ما هم لذتشو می بردیم و الکی این همه حرف بی پایه و اساس نمی خوندیم که اون عکس جنگ ایران و عراق برای یه رویداد بین المللی که قراره مقاومت همه ملت ها در برابر استکبار رو نشون بده و تبلیغ کنه مناسب تره و فلان.
    این عکسه اگر حداقل هارو داشت که بابا اونی که درستش کرده خجالت نمی کشید اسمشو توی کارش بزاره
    یا لااقل خود طرفم می آوردن توی مراسم رونمایی روی سن و عکسشو اینجا میدیدم
    دست بردارید و یاد بگیرید از اثر خوب، این جنجال های بی خودی هم نیاز نیست، با هزار تا اسم الکی هم بیان کامنت بزارن که اون عکسه فلان و بهمان کسی که کمی آشنایی با هنر داشته باشه قطعا می فهمه که این یه شوخی بیشتر نیست و احتمالا کامنت های دفاعیه از اون کار یه نفره
    والا اون موقعی که ما درس می خوندیم می گفتن پوستر باید داد بزنه و بگیره بینندشو
    کارای اردلانی هم دفاع نمی خواد، اینقدر خوبه که خودش داد میزنه و پوستر یعنی همین

    1. برای من جالبه که با چه اطمینانی میگین کامنت هایی که پوستر اون طراح ناشناس(!) رو بهتر دونستن، خود طراح داده و همه کامنت ها هم کار یک نفره!! یه ذره به این فکر کن که توی هر انتخابی بحث سلیقه هم هست و مثلاً من نظرم اینه که پوستر منتخب (علیرغم خوب نبودنش) بهتر از این پوستر آقای اردلانیه. شاید نظر من اشتباه باشه اما این نظر من با توجه به سلیقه و دیدگاه منه. حالا این وسط یه سری ها مثل من فکر میکنند و یه عده هم مثل شما. پس فکر میکنم بهتر باشه هر کسی فقط نظرش رو در مورد کارها بده و با دلیل بگه که به نظرش کدوم پوستر لایق تر بوده نه اینکه بگیم کاری که ما باهاش حال کردیم فوق العاده است و نظر مخالفین بی ارزشه!

  15. به نظرم پوستر آقای اردلانی به مراتب اثر مناسبت تر و سالمتری نسبت به طرح اکران شده است. من در مورد اثر ایشان صبحتی نمی کنم. اما طرحی که اکران شده و به کرات در سطح شهر دیدم. این طرح در واقع چنین ایده‌ای دارد: «یک عکس خوب از دفاع مقدس را لی‌اوت کنیم».همین. مشخصا ایده‌ای که مرتبط با فیلم و سینما باشد ندارد. البته اگر یک عکس بسیار بسیار معروف، شناخته شده، دارای معنا و «کاراکتردار» برای عموم جامعه بود شاید وضعیت فرق میکرد. اما عکسِ طرح اکران شده چنین ویژگی هایی نداشته و صرفا یکی از ده ها هزار عکس مربوط به دفاع مقدس است (و نه متمایز و شناخته شده). البته کاملا مشخص است که طرح اکران شده کار یک غیرحرفه‌ای نیست چون لی اوت مرتب و سالمی داشته و طراح آن تلاش کرده تصویر و اطلاعات رو آبرومندانه ترکیب‌بندی کند. با این حال ما با یک پوستر بی روح و «غیرموثر» طرف هستیم. مخاطب ایرانی همواره عادت دارد عکس‌های دفاع مقدسی را در مناسبت های مختلف به صورت پوستر و بیلبورد در سطح شهر ببیند و این طرح هم به واسطه استفاده از یک عکس که تمام سطح پوستر را پوشانده در واقع نمیتواند مخاطب را به خود متوجه کرده و پیامش را منتقل کند. به نظر میرسد طرح اکران شده یک پوستر فکرنشده، کارراه اندازه و دقیقه نودی است. اگر این طور نیست واقعا مایلم طراح آن یا برگزارکنندگان این جشنواره در مورد ویژگی های این طرح اطلاع رسانی کنند. شاید هم من و امثال از دیدن محاسن این کار ناتوان باشیم.

  16. lنشان دادن گام به گام مراحل طراحی کارنشان از دغدغه داربودن ذهن طراح است ….در ضمن اشاره ها به پاساژمهستان وگرافیک آن ها ….وارد نمی شوم ….ولی بعضی از کارهاشون با عوام ارتیاط برقرار می کنه .توجه می دهدواین از موفقیت اونهاست….! توتمام دنیا از این پاساژها هست !(بگذریم از اینکه بازار حرفه ایی هارا راکد می کنند!)…وقتی زیادی بیکار باشی ونداشتن درآمد! شاید گذر همه به اونجا بخورد!واعلامیه فوت و ورود حجاج وزائر کارکنی !!!!!!!!!!!!!!!! یعنی درآمد حلال ….نوش جونشون !

  17. آقا بسه توروخدا
    باز ما یه جا اسم اردلانی رو دیدیم و کلی کامنت که می خوان بکوبنش
    ایشون جایگاهش مشخصه و این اثرشم خودش از خودش دفاع می کنه و نیاز به مدافع نداره اینقدر که سالم و استاندارده
    اون یکی هم که به سازندش ربط داره، خود اردلانی هم که از اون یکی یا سفارش دهنده گلگی نکرده و گفته طبیعیه که یه سفارش مورد قبول و اکران واقع نشه والسلام
    به جای این کارا برید بچسبید به کار و تمرین
    این اتودا و مراحل اجرا رو ببینید که طراحیتونو با سرچ گوگل و فتوشاپ شروع و تموم نکنید.

  18. دمِ شما گرم جناب اردلانی با این اثر بسیار زیباتون
    اون همکار دیگه هم که اسمی نداره دستش درد نکنه، حتمن توانش همین بوده یا نسبت به سفارش دهنده شناخت داشته و میدونسته با چی می تونه راحت تر راضیش کنه
    استاد به هر حال مثل همیشه اثر قابل توجهی خلق کردید که ویژگی های مثبت بسیاری داره
    البته دوستانی هم که ما مهستانی هارو مسخره کرده بودن هم کار درستی انجام ندادن

  19. با سلام
    من معمولا خیلی منصفانه به کار نگاه می کنم
    و سعی می کنم همیشه نکات مثبت کار رو بیشتر ببینم تا منفی
    ایده خوبه
    میشد بهتر کار کرد
    متاسفانه اجراش ضعیفه
    به نظرم طراح یه مقدار با عجله و بی دقت کار رو اجرا کرده
    اگر ایده با دقت بیشتری اجرا میشد و در رنگ آمیزی کار رنگهای شارپ تری انتخاب میشد
    کار خیلی بهتری میشد
    با تشکر

  20. کاش روزی برسه که ما روشنفکرها! در داوری ها نام سنجاق شده به آثار رو در نظر نگیریم و خود اثر رو قضاوت کنیم …….با دیدن اثر سمت چپ لحظه ای فکر کردم موضوع مقاله بررسی پوسترهای سال های آغاز انقلاب هست! همین!

  21. چهره انسان همیشه جذابه…مخصوصن در مورد موضوع دفاع مقدس که ان قدر کارهای نمادین شده و نگاه ایدئولوژیک وجود داشته که یه تصویر مستند خیلی می تونه جذاب باشه….کلا در شرایط برابر (هردو پوستر ایده مشخصی ندارند) همیشه چهره انسان شانس بیشتری داره..

    1. دوست عزیز گویا متوجه موضوع سفارش نشدی، موضوع این جشنواره دفاع مقدس نبود ! بلکه مقاوت در ابعاد جهانی توسط همه ملت ها، مثلا سیاه پوستان آمریکا یا آفریقا و ترکیه و سوریه و امثالش بوده نه فقط ایران. اتفاقا نکته ی اصلی ایراد اون عکس همینه که نه تنها پوستر نیست که حتی اگر هم می بود پوستر جنگ ایران و عراق می بود نه پوستر مقاوت جهانی. در حالی که اثر مشت به خوبی نمایانگر معنای جهانی مقاومت و همچنین جشنواره ی فیلم بودن هست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.