و حالا شنل قرمزی؟! / فرشته نجفی

« این پروژه به سفارش سازمان برنامه ریزی و آموزش و پرورش برزیل برای کودکان مقطع اول و دوم ابتدایی مدارس برزیل در سال ۲۰۱۹ طراحی و توسط دانیل کابرال (نویسنده برزیلی) نوشته شده است که به مدت ۶ ماه کار فشرده تا نهایی شدن پروژه طول کشیده است.

داستان این پروژه از هفت قصه تو در تو تشکیل شده است؛ شنل قرمزی و خرگوش آلیس در سرزمین عجایب در جنگلی همدیگر را ملاقات می‌کنند و وارد قصه‌های مختلفی از جمله: جک و لوبیای سحر آمیز، سفید برفی، علاالدین و چراغ جادو، فرانکشتاین، آلیس و شنل قرمزی می‌شوند.

این پروژه به‌صورت یک بازی و کتاب دیجیتالی است و قابلیت‌های مختلفی دارد که به کودکان اجازه می‌دهد انتخاب کنند، تغییر بدهند و در جای خالی که مشخص شده با توجه به قصه اصلی و داستان‌های مشهور کلاسیک قصه جدیدی را از نگاه خودشان بنویسند؛ در واقع در این کتاب دیجیتالی، کودکان با توجه به انتخاب‌های خود و ورود به داستان‌های مختلف و مسیرهایی مختلفی که انتخاب می‌کنند وارد فضای تخیلی شده و شروع به خلق داستان خود می‌کنند و قصه شان را در جاهای تعبیه شده در هر صفحه می نویسند؛ در آخر از این کتاب دیجیتال که به کمک نویسنده و تصویرگر و کودکان نوشته شده پرینت رنگی گرفته می‌شود و به‌صورت کتاب به کودکان هدیه می‌شود. کار روی این پروژه یکی از فعالیت‌هایی است که در مدارس ابتدایی پوزیتیو برزیل به عنوان یکی از فعالیت‌های درسی در کلاس انجام می‌شود.

تصویرسازی برای داستانهای کلاسیک و این پروژه بسیار جذاب و شیرین بود؛ من ۱۵ تصویر اصلی با تکنیک اکریلیک کار کردم و برای انیمیشن‌ها و یا بخش‌هایی که در روی تصویر با کلیک‌هایی تغییر می‌کنند و وارد فضاهای جدیدی می شوند تصویرسازی‌هایی متناسب با آن فضاها انجام دادم. در کنار این پروژه، عروسک دو کاراکتر اصلی خرگوش و شنل قرمزی هم طراحی کردم تا با کودکان بیشتر ارتباط برقرار کنند. علاوه بر این یک پرده یا فرش بزرگی از ۷ قصه  با ماسک های مختلفی از کاراکترهای مختلف در این مجموعه است تا کودکان مانند پرده خوانی به کمک معلمشان به کشف تصاویر و داستان‌ها  از روی پرده بپردازند و با استفاده از ماسک‌ها، آنچه را که آموخته‌اند و به کمک قدرت تخیلشان به اجرای نمایش بپردازند.

من عاشق نقاشی و تصویرسازی هستم واین کار را به‌صورت بصورت حرفه‌ای با الهام از زندگی اطرافم دنبال می‌کنم. عاشق مسافرت، کشف و جستجو هستم و همیشه یک چیزی در ذهنم هست که بر اساس آن زندگی می‌کنم: تسلیم نشدن و موفقیت و کشف قدرت‌های نورانی و درونی…»

 

پروژه دیگری از فرشته نجفی در روزرنگ را اینجا ببینید.



پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.