سوال بزرگتر، هنر بزرگتر را به همراه دارد / گفتگوی اختصاصی با Rikke Hansen



‏Rikke Hansen” ” طراح جوان دانمارکی است علاوه بر آن تدریس دغدغه مهمی برایش محسوب می شود. به طراحی گرافیک، حروفچینی و کار با متدهای طراحی که نیاز بنیادی جامعه است،

علاقه شدیدی دارد. سال های متوالی که در شاخه های توسعه محصولات و برند سازی شرکت های متفاوت در سراسر جهان مشغول به کار بوده است. همچنین نقش مهمی در برنامه ریزی های آموزشی دانشگاه kolding school for design داشته و معاون رئیس جمهور دانمارک در ساخت و تولید کتاب است. تجربه کارگاه ها و سخنرانی در شیلی، مکزیک، اردن، اسرائیل، سوریه، تایلند، گامبیا، مالزی، هند، سریلانکا و چین نشان می دهد سفر و کسب تجربه های جدید برایش لذت بخش است.

گفتگوی اختصاصی روزرنگ با این طراح زن را بخوانید کسی که کنجکاو بودن و متوقف نشدن را توصیه می کند.

زندگی به عنوان یک طراح گرافیک حرفه ای از کجا برایت آغاز شد؟
بعد از فارغ التحصیلی در رشته طراحی گرافیک در سال ۲۰۰۲ به عنوان یک طراح گرافیک مستقل شروع به کار با شرکت ها و سازمان های مختلف کار کردم. یکی از آن ها انجمن دانمارکی پیشگیری از جنایت بود. با همکاری طراحی گرافیک Eva Sofie Rafn یک کمپین علیه تجاوز به زنان ایجاد کردیم. همینطور چندین سال با توسعه محصولات، استراتژی و برند سازی شرکتی اسکاندیناویایی با موضوعات مرتبط به سلامتی افراد تجربه های خوبی به دست آوردم. در سال ۲۰۰۷ از من خواسته شد تا در دانشگاه قدیمی ام، ” kolding school for design “, تدریس را آغاز کنم که بعد از یک سال مدیر گروه ارتباط بصری این دانشگاه شدم.

دوره های تخصصی تصویرگری، طراحی گرافیک و اثر متقابل(interaction) طراحی در این رشته گنجانده شده اند. تیم ما شامل محققان، پروفسورهای طراحی و اساتید کارگاه ها بر بهبود برنامه آموزشی در رابطه با چالش هایی که دانشجویان در آینده با آنها مواجه خواهند شد، کار کردیم. به جای نظریه ها و تمرینات ترکیبی، روش ها و متدهای جدید ایجاد کردیم. علیرغم وجود توجه روی آموزش اساسی نقاشی، ترکیب، تایپوگرافی لازم بود برخی دوره های جدید مانند طراحی خدمات، طراحی اجتماعی و طراحی تخیلی به برنامه درس ها اضافه شوند.

تقریبا در تمام دوره ها موفق به انجام همکاری با سازمان ها و شرکت های صنعتی شدیم تا دانشجوها از تجربه و پروژه های آن ها در نمونه کارهای خود استفاده کنند. بعد از آن مدیر مدرسه Designhoejskolen Hoeje دبیرستانی مستقل که با تمرکز روی توسعه استعدادها تاسیس شده بود، شدم.
به هرحال الان دوره های مختلف طراحی را آموزش می دهم. انجام پروژه های توسعه طراحی در دوره های تحقیقاتی و طراحی و چاپ دیجیتال در استودیو شخصی ام مهم ترین دغدغه های زندگی ام هستند.

اولین مواجهه ات با طراحی به دانشگاه و تحصیل هنر برمی گردد؟
قبل از رفتن به دانشگاه دو سال در مدرسه هنر بودم. هر صبح یک ساعت نقاشی توسط هنرمندان مختلف به ما آموزش داده می شد. تئوری رنگ، ترکیب، تکنیک های مختلف نقاشی، مجسمه سازی و چاپ گرافیک را یاد می گرفتیم و بازدید استودیوهای هنری و نمایشگاه ها برنامه اصلی محسوب می شد. هنر همیشه بخش بزرگی از زندگی من بوده است و الهامات زیادی برایم داشته. عاشق همکاری با هنرمندان هستم و همیشه وقتی سفر می کنم سعی می کنم از نمایشگاه، گالری ها و استودیوها دیدن کنم. بسیاری از الهامات و راه های مختلف را برای دیدن جهان از طریق هنر به دست می آورم.

تفاوتی بین یک طراح و یک دیزاینر می بینی؟
استادی داشتم که همیشه می گفت :” هنر در رابطه با بالا بردن سوالات است. سوال بزرگتر، هنر بزرگتر به همراه دارد.” هنر در مورد بالا بردن سوال است. در حالی که طراحی بیشتر در مورد حل مسئله و پیدا کردن پاسخ است. معتقدم که باید این دیدگاه را گسترش داد. ما شاهد یک پارادایم در زمینه طراحی هستیم. اصول سنتی طراحی روی طراحی محصول تمرکز دارد. به طوری که اصول طراحی نوظهور روی هدف طراحی تاکید می کند. بدین معنی که طراحی برای تجربه، عواطف، تقابل، ثبات، خدمتگذاری، انتقال و حرکت به بحث می پردازد.

آیا بین زندگی شخصی ات و الهامات منجر به خلق اثر، ارتباطی وجود دارد؟
بله. الهامات زیادی از زندگی شخصی، سفرهایم، تجربه و یادگیری در مورد فرهنگ های دیگر که همیشه با تبادل نظرها همراه است، وجود دارد. هر بار که سفر می کنم، حس می کنم دیدگاه ها و بازتاب های جدیدی در برابرم قرار می گیرند.

برای زندگی و حرفه ات پیرو فلسفه خاصی هستی؟
‏” Troels Kloevedal “یک ماجراجوی دانمارکی است. او می گوید: “خوشبختی جایی است که واقعیت ها با انتظارات مواجه می شوند .” این یکی از فللسفه های زندگی ام است و فلسفه دیگر که در خانه ام تبدیل به پوستر شده و هر روز آن را نگاه می کنم می گوید:” کارهایی را انجام بدهید که بیشتر شما را خوشحال می کند.” اما فلسفه طراحی من با یک نقل قول دیگر پیش می رود:” مهم نیست که چقدر سقوط کرده اید یا چقدر به خودتان آسیب زده اید، چگونگی بالا آمدن و پیشرفت تان مهم است.” همه این ها برایم باارزش و اثرگذار هستند.

مهم ترین دست آوردت را چه می دانی؟
بهترین موفقیتم چند سال پیش بود. زمانی که تصمیم گرفتم کارهایی را انجام بدهم که دوستشان دارم. چیزهایی که باعث خوشحالی ام می شوند. تصمیم مهمی بود.

آیا سبک شخصی داری یا اجازه بده اینطور بپرسم که اصولا به سبک شخصی در طراحی گرافیک اعتقاد داری؟
مطمئن نیستم بتوان آن را سبک شخصی نامید. اما من از طریق کارم و تدریس، سبک های مختلف را ارتقا داده ام و با مبادله تجارب و ایده ها از افراد مختلفی که با آنها کار می کنم یاد می گیرم. از صمیم قلب به کنجکاوی، صبر و قدرت اعتقاد دارم.

اگر دانشجویی از متد شخصی ات در طراحی پیروی کند چه احساسی خواهی داشت؟
هیچوقت چنین اتفاقی را تجربه نکرده ام. به هنرجوهایم آموزش نمی دهم که مانند من فکر کنند یا آنطور باشند که من در کار های شخصی ام هستم. به عنوان یک مربی، کار من باز کردن درهاست تا ببیند چه چیز پشتش پنهان است. باید ذهن و دیدشان را توسعه دهم تا بتوانند فرصت ها و جهت ها را تکمیل و انتخاب کنند. در واقع سعی می کنم مسیرهای مختلف دانش و مهارت را نشان دهم تا هنگام طراحی آنها را تقویت کنند. ضمن این که معتقدم، دانشجوها با هم متفاوت اند. استعدادها، آرزوها و تعصبات متفاوت دارند. به آن ها نمی گویم از رنگ یا فونت خاصی که من دوست دارم استفاده کنند. تدریس براساس مکالمات و بحث هایی که با توجه به اهداف مشخصی که دانش آموزان دارند برای تمرینات شان و چیزهایی که می خواهند بدست بیاورند، صورت می گیرد. کار من کمک برای پیدا کردن استعداد های خاص شان و نشان دادن راه های مختلف و البته پیگیری به منظور تبدیل آن به راه خودشان در طراحی است. همچنین کمک می کنم تا بتوانند آن را به یک وسیله گذران زندگی و مسیری برای ساخت یک شغل حرفه ای تبدیل کنند.

نسبت به وفاداری به فرهنگ بومی و هویت در طراحی گرافیک چه نظری داری؟
هر کشور، هر فرهنگ و هر نسل، عقاید و روش های مختلفی برای زیبایی شناسی در طراحی گرافیک دارد. باید توسعه، آزمایش، چالش و موضوعات مختلف در طراحی گرافیک را ادامه داد. طرح خوب به هدف و زمینه بستگی دارد. این ممکن است در همه زمان ها تغییر کند چرا که به عنوان انسان رفتار و ارتباط مان به طور مداوم تغییر می کند.

آخرین بار کی تحت تاثیر یک اثر قرار گرفتی؟
در ماه گذشته در مراکش بودم و از Jardin Majorelle، خانه و باغ طراح مد و مدل فرانسوی Yves Saint Laurent بازدید کردم. برخی از پوسترهای او را همه دیده ایم , بسیاری از پوسترهای او را در دهه ۷۰ و ۸۰ طراحی شده اند که بسیار الهام بخش بود. ضمن اینکه راجع به پوستر های او چیزی نمی دانستم.

از طراحان گرافیک مورد علاقه ات چه کسانی هستند؟
آلن فلچر، کارل مارپنس، ات ایشر، اینها بعضی از طراحان مورد علاقه ام هستند. به خاطر روش نزدیک شدن، آزمایش و تفکرشان. در سال ۱۹۹۹ در یکی از سخنرانی های آلن فلچر به عنوان یک دانش آموز شرکت کردم. این یک الهام بزرگ بود و تأثیر زیادی بر من گذاشت. به یاد می آورم راجع به موانعی که همیشه برای خود ایجاد کرده و قواعد بازی که همراه دارد صحبت کرد. کتاب او “هنر نگاه کردن یک سمتی”(“the art of looking sideways”) از کتاب های مورد علاقه ام است، کنار “مواد چاپی”(“Printed Matter“) مارنتس و یکی از کتابهای Eichers با عنوان(The world as Design ) “جهان به عنوان طراحی”.

نکته ای هست که به طراحان گرافیک تازه کار بگویی؟
همیشه کنجکاو باشند. از اشتباه کردن نترسند. هیچوقت یاد گیری و امتحان کردن چیزهای جدید را متوقف نکنند. با طراحان دیگر و افراد حرفه ای کار کنند و به بحث و تبادل دانش بپردازند. طراحی گرافیک میدانی بزرگ است و در جهت های مختلف گسترش می یابد. به مردم اجازه ندهید به شما دیکته کنند چه کاری باید انجام دهید، اما گاهی از آنها استفاده کنید تا بدانید چه می خواهید یا علاقه تان چیست.

گفت وگو و ترجمه: مقداد شیرعلی

 



3 thoughts on “سوال بزرگتر، هنر بزرگتر را به همراه دارد / گفتگوی اختصاصی با Rikke Hansen

”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.