دیزاین یا طراحی؟ مسئله این است

سالهاست که بر لزوم استفاده از “طراحی گرافیک” در بسترهای مختلف تأکید می شود. حال پرسش اینجاست که آیا این عبارت می تواند برابر نهاد درستی از نسخۀ مرجع خود “گرافیک دیزاین” باشد؟ از آنجا که گرافیک بی هیچ تغییری وارد دایرۀ لغاتی ما شده، بدیهی است برای نیل به این موضوع بر واژۀ دوم این عبارت تمرکز شود. با این اوصاف “طراحی” برگردان درستی از “دیزاین” است یا خیر؟ نوشتار حاضر که تحقیقی است از آرمان خرمک سعی دارد با بررسی ریشه شناختی دو واژۀ “طراحی” و “دیزاین” و تبیین مجدد Graphic Design، پاسخگوی موضوع مطرح شده باشد.

مقدمه
تقریبا در اواسط دهۀ چهل بود که لفظ گرافیک مصطلح شد. متصدیان امور تابلوهای تبلیغاتی، پوستر، جلد کتاب و … که تا آن زمان نقاش تجاری به حساب می آمدند، واژۀ گرافیست را برای خود برگزیدند و با این نام شناخته شدند. این روند تا بعد از انقلاب و حدودا تا اوایل دهۀ ۷۰ ادامه داشت تا اینکه کم کم از جانب اعضای قدیمی انجمن صنفی طراحان و پیشکسوتان قلمروی تئوری گرافیک، موضوع مورد مناقشۀ “طراح گرافیک به جای گرافیست” مطرح شد. اینکه می بایست لفظ گرافیست را مردود دانست یا نه با وجود شاخه هایی چون “گرافیک آرت(۱) ” و “نویسندگی این حوزه” خود موضوعی است که نگارنده قصد ندارد به دلیل تمرکز بر موضوع مقاله، مدخلی بر آن داشته باشد.

در فارسی Design معادل طراحی ترجمه شده که مترادف واژۀ انگلیسی Draw یا عمل آن Drawing است. نگارنده لازم می داند تا تعاریف این دو را در فرهنگ های لغت مختلف واکاوی کند، ضمن اینکه بررسی ریشه شناختی این دو واژه، تشریحات مکملی در فرآیند شفاف سازی ارائه خواهد کرد.

Draw در “فرهنگ لغت آکسفورد(۲)”، “لانگمن(۳)”، “فرهنگ دانشگاهی انگلیسی – فارسی” دکتر عباس آریان پور و ” دایرۀ المعارف هنر” روئین پاکباز معادل واژگانی چون تصویر کردن، طراحی کردن، بازنمودن، کشیدن با مداد یا خودکار آمده و Design در جایگاه اسم واژگانی چون طرح، نمودار، شکل، نقشه، طرح کلی یا نقشه اصلی، نمودار، زمینه، عمد، ساخت، گرده، الگو، مقصود و خیال معادل خود می بیند و در مقام فعل به معنای ابداع کردن، طراحی کردن، طرح کشیدن، برنامه ریختن، نقشۀ حساب شده و نو کشیدن است. حال برای نیل به تعریفی عمیق تر، این دو واژه را در فرهنگ ریشه شناسی “چمبرز (۴)” بررسی می کنیم.

واژۀ Draw در ابتدا به شکل نوشتاری امروزی و به معنایی که کاربرد دارد نبوده است، پیش از سال ۹۰۰ میلادی این واژه در انگلیسی قدیم Dragan نگارش می شده به معنی حمل کردن، تحمل کردن که نشأت گرفته از زبان ساکسون قدیم است. بعدها بر حسب تغییرات آوایی حرف “g” جای خود را به “w” داده و احتمالا قبل از ۱۲۰۰ م. واژۀ Drawen نه تنها در صورت بلکه در معنا (یعنی کشیدن، به زور کشیدن) تغییراتی به خود دیده است. شواهد موجود نشان می دهد که ساختار معنایی Draw در زبان لاتین به همین گونه بوده ولی ارتباط ریشه شناختی بین نمونۀ لاتین و انگلیسی قدیم در باب این واژه وجود ندارد.

بعدها و در حدود ۱۲۰۰ م.Draw شکل معنایی و ظاهری شبیه به امروز را به خود گرفت و به معنای ترسیم کردن با مداد یا خودنویس در انگلیسی میانه به کار رفت؛ ولی این فرآیند برای فعل این واژه یعنی Drawing کمی متفاوت است. احتمالا قبل از ۱۳۰۰ میلادی این واژه برای شمشیر کشیدن به کار می رفته که بعدها طبق آن چیزی که در سال ۱۴۶۷ مشاهده شد، برای نخستین بار معنای امروزی خود را یعنی “تصویری را کشیدن” پیدا کرده است. اما تاریخ واژۀ Design مختصرتر از معادل معنایی خود در فارسی است. این واژه قبل از سال ۱۳۹۸ م. به شکل Designen و به معنی دلالت کردن، ترسیم کردن و متمایز کردن ظاهر شده یعنی در تاریخی که اروپا عصر رنسانس را آغاز کرده است. در سال ۱۵۸۸ در “درد بیهودۀ عشق(۵)” شکسپیر، واژۀ Design علاوه بر معانی مزبور معادل با نقشه و برنامه به کار رفته است. و اما جالب اینجاست که فاعل Design یعنی Designer در سال ۱۶۴۹ به معنای توطئه گر و دسیسه کار ظاهر شده که بعدها به سال ۱۶۶۲ به کسی اطلاق می شده که حرفۀ او خلق طرح هنری بوده است.

تشریحات صورت گرفته ما را در تمیز دادنDesign از Draw یاری می کند. همانطور که ملاحظه کردیدDraw از بدو پیدایش خود عملی فیزیکی محسوب می شده که حتی با تغییراتی که به مرور زمان در معنای روبنایی به خود دیده در بطن همان فرآیندی است که شکل گیری آن را موجب شده در صورتی که Design از بدو پیدایش همیشه آبستن ماهیت نقشه و “طرح کلی بودگی” بوده است.

اما آیا این دو واژه از هم جدا هستند؟ اجازه دهید برای روشن تر شدن موضوع، توضیح زبان شناختی فرزان سجودی به نقل از هوسرل را مطرح کنیم. “هوسرل در کاوشش برای یافتن زبان حقیقی، “گفتار رودرو” را نیز در جایگاهی ثانویه قرار می دهد و می گوید که “بیان” در شکل ناب خود فقط کاربرد درون ذهنی دارد یعنی در تک گویی درونی تجلی می یابد. تک گویی درونی (حضور مطلق) از دید او جایگاهی متعالی می یابد، زیرا روح آن چه می خواهد بگوید دیگر با پوشش مادی (و در نتیجه تأخیر آفرین، غیاب آفرین) یک آوای بیرونی مخدوش و محدود نمی شود. بنابراین هوسرل صدای گفتار و دریافت آن را درست رودر روی هم قرار می دهد اما سجودی از دید خود اضافه می کند؛ صدای درونی بعد زمانی دارد اما بعد مکانی ندارد و بدون وجود همین کلمات، بدون وجود دال ها، نمی توان پی برد که دیگری نیز چیزی در ذهن دارد.” (فرزان سجودی، ۱۳۹۰: ۱۲۳)

حال می خواهیم دو جابه جایی در گفتۀ هوسرل صورت دهیم؛ یعنی واژۀ Design به جای “بیان در شکل درون ذهنی” و دیگری Draw به جای “گفتار” با این تفاوت که نگارنده قصد ندارد این دو را همچون او رودروی هم قرار دهد بلکه سعی بر این است تا ارتباط این دو را همچون گفتۀ سجودی به طور سلسله مراتبی بیان کند. توضیح فرشید مثقالی در این باب هم یاری رسان خواهد بود. به ظن او “Design” بیشتر به معنای ساختار و یا ساختمان دادن است، یعنی به مجموعه ای برای هدفی معین، ساختاری داده شود. هنگامی که مواد خاصی را برای رسیدن به هدف معین در نظر بگیریم، به فکری که آن مواد را در جهت رسیدن به هدف مذکور تنظیم کند عمل Design اطلاق می شود و به عمل پیاده کردن آن فکر روی کاغذ، طراحی می گویند. طرح کشیدن، مرحلۀ بعد از فرآیند “Design” است. (فرشید مثقالی، ۱۳۸۹: ۱۹)
البته تفاوت این دو واژه تنها به این توضیحات خلاصه نمی شود. Drawing در بطن خود عملی است که به روحیات شخصی خالق بستگی دارد، به همین جهت در آثار نقاشان با کیفیات متفاوتی از طراحی مواجهیم در صورتی که Design کیفیتی عمومی دارد، یعنی چون در شکل گیری آن از ماده خبری نیست لحن منحصر به فردی ندارد. بنابرابن در فرآیند بازنمایی یک Design، از Drawing که کیفیت فردی دارد استفاده می شود. برای مثال تصویرسازی های میلتون گلیزر(۶)(تصویر ۱) و یا کالیگرافی ها در آثار قباد شیوا (تصویر ۲) به دلیل ذات Drawing کیفیتی منحصر به فرد دارد که در ابتدای شکل گیری خود نیاز به Design داشته اند. با تشریحات صورت گرفته از این پس می بایست برای Design از لفظ دیزاین و برایDrawing از لفظ طراحی استفاده کرد.

نتیجه گیری
بنا به تعریف صورت گرفته در ویکی پدیای انگلیسی، Graphic Design این تعریف را به خود می بیند: فرآیند ارتباط تصویری که با استفاده از تایپوگرافی، فضا، عکس و رنگ به حل مسئله می پردازد. با توجه به تعریف مذکور، این رشته بنا دارد مفهوم یا پیامی را بر پایۀ یک روند هدفمند انتقال دهد. حال که صحت استفاده از دیزاین به جای طراحی بر ما روشن شد ضروری است که گرافیک دیزاین را جایگزین طراحی گرافیک کنیم. هرچند که پیشنهاد ارائه شده ردپایی از زبان فارسی به خود نمی بیند، ولی تا زمانی که راه حل مناسب تری برای آن در نظر گرفته نشود، نباید معادلی بکار برد که از ماهیت کلمه به دور است. شناخت از خط مش هر حرفه ای به شناخت از ماهیت عنوان اختصاص یافته به آن برمی گردد. بنابراین خطا در تمیز دادن بین دیزاین و طراحی که به ظاهر جزئی می رسد ما را به راهی جز آنچه که با ذات گرافیک دیزاین همسو است هدایت می کند.

پی نوشت
• Graphic Art
• Oxford
• Longman
• Chambers
• Love’s Labour’s Lost
• Milton Glaser

منابع فارسی
• سجودی، فرزان/ ۱۳۹۰/ نشانه شناسی کاربردی؛ (مجموعه نشانه شناسی و زبان شناسی -۱)/ / ویرایش دوم/ تهران/ نشر علم
• مثقالی، فرشید/ ۱۳۸۹/ مقدمه ای بر گرافیک دیزاین/ نشر نظر/ چاپ اول
• نصری، امین/ ۱۳۹۳/ تفسیر و ضدتفسیر/ جستارهایی در فلسفۀ هنر معاصر/ مقالۀ تثلیث جسم، تصویر و رسانه/ پژوهشکدۀ هنر/ چاپ اول
• حرفۀ هنرمند/ گرافیک دیزاین/ ویژۀ بهار ۷۶/ شمارۀ ۱۹/ دیزاین و آموزش؛ در گفتگو با: ابراهیم حقیقی، مصطفی اسداللهی، مصطفی اوجی و امراله فرهادی/ چاپ دوم
منابع غیر فارسی
• Oxford/ Dictionary of Synonyms and Antonyms/ Second Edition
• Chambers/ Dictionary of Etymology
• Longman Language Activator
• Klein’s Comprehensive Etymological Dictionary of the English Language
• https://en.wikipedia.org/wiki/Graphic_design

تصاویر
تصویر ۱:
Glaser, Milton/ 1975/ Temple University Music Festival
تصویر ۲:
شیوا، قباد/ ۱۳۵۱/ فیلم در ششمین جشن هنر شیراز

مطلب ارسالی از: آرمان خرمک



3 thoughts on “دیزاین یا طراحی؟ مسئله این است”

  1. دیزاین چیزی فراتر است ازخیلی چیزهاست. !
    مردم وقتی در خصوص دیزاین حرف می زنند اغلب یک وسیله زیبا، یک لوگوی خوش رنگ و یا یک بنای جذاب و تصور می کنند. اما این تمام ماجرا نیست، دیزاین فراتر از اینهاست فراتر از تزئین صرف و فراتر از محیط کاربری یک گوشی تلفن همراه و یا طراحی یک اتومبیل هستش.
    دیزاین دل بستگی به تجربه کردن و فهمیدن، فرم بخشیدن به ایده هاست. توانایی ترمیم کم بودهاست دیزاین توانایی پرسیدن درست و یافتن پاسخ درست هستش. در دنیایی که هر شخصی می تونه یک شئی جدید خلق کنه، دیزاین به واقع فهم این مطلب هستش که آیا آن شئی جدید ارزش خلق کردن را داره!؟
    شما زمانی یک دیزاینر هستید که بتونین خلق کنین اشکالات را شناسایی و آنرا برطرف و یا از نو بسازید و در واقع سطح زندگی را ارتقاء بدید.
    دیزاین ندای تغییره از آنچه هست به آنچه باید باشد. تلاشی برای تبدیل قلب و ذهن به ابزاری برای شکل بخشیدن به زندگی، برای ساختن جهانی بهتر، معقول تر، عادلانه تر و البته زیباتر.
    دیزاین یک روند هستش نه یک اتفاق.

    1. ممنون مصطفی عزیز بابت صحبت تکمیلی که داشتی. مهم‌ترین نکته‌ای که همیشه در دیزاین مطرح میشه پیدا کردن راه حل برای مشکله؛ مثلا پیدا کردن راه حل برای عدم ارتباط فلان کالا با مصرف کننده، یا عدم کابری فلان محصول، یا عدم دیده شدن اون. من به ضخصه یاد ندارم و نداشتم که در کلاس‌های دانشگاهی دیزاین رو (خصوصا در گرافیک دیزاین) این معقوله ببینن. به قول گفته شما بیشتر بحث زیبایی شناسی مطرح بوده، حتی امروز در دیزاین قصه گویی مطرحه، چیزی که در سیستم آموزشی چیزی ازش گفته نمیشه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.