دموریل‌های یک عکاس

« در این دموریل ترکیبی از تکنیک های تایم لپس، هاپیرلپس و استاپ موشن را خواهید دید. یک تعریف ساده از تایم لپس این است که شما سوژه هایی را تصور می کنید که اگر در دنیای شما با سرعت بیشتری حرکت کنند تصاویر جذابی خلق می شود؛ نمونه ساده آن حرکت ابرهای کومولوس است.

هایپرلپس، تایم لپسی است که در آن حرکت دوربین از اهمیت خاصی برخوردار است (استفاده از ترکر و ریل در حوزه تکنیک تایم لپس می باشد نه هایپرلپس) در هایپرلپس کمر امن قدم به قدم حرکت می کند و در ویزور، دوربین متمرکز بر یک نقطه مشترک در تمام شات‌هایش است؛ به عنوان مثال نوک گلدسته یک مسجد و در مسیری که برای خود تعیین کرده حرکت می‌کند.

فاصله قدم‌های کمر امن بسته به ۱.سایز سوژه و ۲.فاصله از سوژه است. اما استاپ موشن یک تکنیک جذاب انیمیشن است که در آن آبجکت،خمیر،کاراکتر،انسان و یا هر شی یا موجود دیگری زیر دوربین، متحرک سازی شود.

یکی از دلایل بزرگی که من این سه تکنیک را انتخاب کرده‌ام این است که می توانم دنیای اطراف خودم را بدون ذره‌ای جلوه‌های بصری کامپیوتری طوری به مخاطب نشان دهم که او در واقعیت دنیای خودش نمی‌بیند و این یعنی ارائه نگاه متفاوت یک هنرمند با دیگر افراد جامعه.

امیدوارم از دیدن این تصاویر لذت ببرید…»

محمدحسین شریف زاده دانشجوی رشته هنرهای دیجیتال گرایش انیمیشن دانشگاه صداوسیمای تهران است.

 

 



9 thoughts on “دموریل‌های یک عکاس”

  1. نمیدونم چرا اینقدر استفاده از کلمات انگلیسی به جای فارسی باب شده !!!! متاسفانه گویا بخشی از شخصیت عکاسان و هنرمندان جدید شده که انگار میخوان به خودشون اعتبار بدن با این کلمات . کمرامن ؟!! شوتینگ ؟! شات ؟! آبجکت ؟!‌. کارشون خیلی ایراد داره وپرشهای بسیاری توی کار هست برای نمونه دانشجویی خوبه اما بعنوان یک اثر هنری و تاثیر گذار خیلی جای کار داره .

    1. ممنون از نظرتون.بله متاسفانه کلمات انگلیسی باب شده و جزو فرهنگ و فهممون شده.من که ادعایی ندارم که زبان فارسی رو استادم و بخوام کلمه فارسی معادل اختراع کنم.مثلا کمرامن رو بنویسم آن کس که پشت دوربین ایستاده یا نشسته یا خم یا دو زانو زده است؟؟؟!!!
      این تهمت شما که بخاطر اعتبار دادن به خودم این ها رو نوشتم قابل قبول نیست،دردنیای امروز متن باید صریح و خلاصه باشد تا مخاطب به خواندن مطلب ادامه دهد.شات و شاتر دوربین جزو اصطلاحات عکاسیه که مشکل اینجاست در زمان خودش معادل نساختن و همین کلمه وارد زبان فارسی شد.آبجکت هم خوب وقتی مخترع این تکنیک اسم اون تکنیک رو آبجکت انیمیشن گذاشت و در هیچ کتابی از مترجمین عزیز من عبارت شی انیمیشن یا هرچیز دیگری نشنیده ام و نشنیده اند،من بی سواد باید عبارت جدید ابداع کنم؟؟؟!!!
      نقدتون هم قابل احترامه و اینکه من هم خودم رو در سطح اساتید این حوزه نمی دونم و دانشجو هم هستم

      1. اول ممنون از پاسختون . دوم عرض کنم که متاسفانه این موضوع جا افتاده . وقتی کسی که بعنوان استاد عکاسی اون پختگی و کارکشتگی لازم رو نداره و اصولا تکنیکی برای آموزش در کلاس درسش نداره کلاس رو پر میکنه از واژگان انگلیسی دهن پر کن که مثلا به خودش اعتبار بده (البته عناوین انگلیسی برای ارجاع دادن ایرادی نداره) .
        سوم در مثال کمرامن من هنوز بهت زده دارم اون چند سطر رو میخونم ، کمرامن معادلش میشه کسی که پشت دوربین ایستاده یا خم شده یا …. مگر کمرامن به حالت نفر برمیگرده یا کسی از ما موقعیت نفر پشت دوربین رو میخواد ؟ در حوزه فیلمبرداری استفاده میشه این اصطلاح دوست من من هرگز در وی لاگ های عکاسان خبره خارجی نشنیدم که به جای عکاس از کمرامن استفاده کنند . کمرامن بعنوان فیلمبردار استفاده میشه و معادل سازیش هم اصلا سخت نیست. پس این مثالتون بنظرم کاملا مردوده.

        چهارم جایی که در مورد موجز بودن زمان و اختصار و کوتاهی متن در توجیه استفاده از کلمات انگلیسی صحبت به میان آوردید باید عرض کنم قطعا استفاده از واژگان فارسی میتونه این امر رو تسریع کنه تا فینگلیشی نوشتن کلمات انگلیسی !!
        پنجم شاتر قطعا کلمه ای است که وارد زبان فارسی شده اما اپرچر وارد نشده چون دیافراگم هست به بنظرم حتی از معادل انگلیسی اش برای ایجاد تصویر ذهنی بهتره ، حساسیت خیلی بهتر از ایزو یا ای اس او است !! برای آبجکت و شات و شوتنیگ هم به همین منوال نظرم هست . اما سر آخر عرض کنم دونستن این اصطلاحات برای خوندن متون فنی یا ارتباط با متونی از این دست خیلی خوبه و قطعا دونستنش الزامیه ، اما بازم بنا به آنچه در جامعه بزرگ ۸۰ میلیونی عکاسان ایرانی!!!!! میبینم این اصطلاحات دارد جای خالی نداشتن نمونه کار و آشنا نبودن با عکاسی چه در مقوله فن و چه در فرآیند هنری را میگیرد ، اصطلاحاتی که جوان بیست و چند ساله میخواهد خودش را با آنها استاد جلوه دهد و خیلی سریع راهی را که بسیاری چند دهه رفتند و هنوز خود را استاد نمیدانند بپیماید. در برخی نمونه هایش که طرف از اونور استاد هم بیرون زده (اگر دوست داشتی ایمیل بفرست برام نمونش رو برات ایمیل کنم تا هرگز دیگه اصطلاحات انگلیسی استفاده نکنی 🙂 a.pourhalaji At gmail) انشاالله که شما هدفت چیز دیگری است بعنوان توصیه یه دوست که چنتا پیرهن بیشتر پاره کرده حرفهام رو بخون و به دنبال اصالت در کار و نگاهت باش. برات بهترین هارو آرزو میکنم ، محمد حسین عزیز.

        1. من واقعا این دغدغه شما رو درک میکنم ولی هنوز معتقدم شما نگاهتون به افراد در این خصوص صفر و صدی هست.قطعا من وقتی کلمه دیافراگم یا سرعت شاتر باشه از کلمات غیر استفاده نمی کنم(اسپید رو میشه گفت سرعت،شاتر رو چیکار کنیم؟؟؟راهکار بدید لطفا).انتظارتون واقعا از هنرمندا بالاست،واقعا این دغدغه تون و نقدتون رو باید به فرهنگستان زبان و ادب فارسی بگید،استفاده من از کلمه کمرامن واقعا انگیزه استاد نشون دادن خودم نبود،چون حوزه هایپرلپس جدید وارد ایران شده و خیلیا حتی توی حوزه عکاسی یا فیلمبرداریش شک دارن،واقعا کلمه عکاس به جای کمرامن اون مفهوم رو نمی رسونه و خیلیا می تونن نقد کنن چون حوزه جدیدی هست و نه کتابی درموردش نوشته شده و نه مقاله علمی معتبر که بخواد این تکنیک رو تعریف درست بر مبنای علمی و هنری کنه.و موضوع دیگه اینکه شاید دغدغه خیلی از فرهنگ دوستان در کشورهای مختلف دنیا همین دغدغه شماست ولی در روزهایی نچندان دور،حتی شاید همین الان ما داخل یک دهکده جهانی و مثلا موضوعاتی مثل جهان وطنی و… هستیم.مبارزه شما قابل احترام هستش ولی قدرتی دست شما نیست،مردم تو نیازهای پایه ای تر خودشون همدل نیستن این موضوع که جای خود دارد.و درکل شما در مورد من قضاوت اشتباه داشتید و من رو درجمع کسانی قرار داده اید که استفاده از اصطلاحات انگلیسی رو موجب فخر و مباهات خودشون می دونن درحالی که من تا جایی که در استفاده از اصطلاحات و تعاریف مورد نقد قرار نگیرم از اصطلاحات فارسی استفاده کردم،جمله (کسی که پشت دوربین می ایستد یا…) کنایه ای بود به کسانی که در فرهنگستان زبان و ادب فارسی هستند و از دنیای امروز و واژه های جدید غافل هستند و معادلی رو قرار نمی دهند یا معادل درستی انتخاب نمی کنند.

    1. بله دقیقا،ولی اکثر عکاسان تایم لپس و هایپرلپس به سمت طبیعت و آثار تاریخی و المان های شهری رفته اند.گویا در کشورهای اروپایی صنعت گردشگری اهمیت زیادی به این تکنیک عکاسی میدهند

  2. با سلام و خسته نباشید خدمت هنرمند عزیز باید در مورد استفاده از واژگان بیگانه هم بنده این رو بیان کنم که استفاده از واژگانی که معادل فارسی شناخته شده و متداول نداره در هر زمینه پذیرفتنی است. برای نونه شما برای واژه تلویزیون معادل فارسی به کار نمی برید..! پس لازم نیست همه لغات معادل فارسی داشته باشند. موفق باشید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.