اختلال در طراحى جلد كتاب / هومن عليزاده

طرح جلدهاى «هومن عليزاده» براى مجموعه مقالات تخصصى سايت «عصب سنج» پروژه ى امروز روزرنگ است. هومن در مورد روند و شيوه طراحى اين جلدها مى گويد: «نكته مهم در مورد جلدها اين است که با وجود اهميت مساله ديزاين و اينكه در نهایت اين طراحى جلدها مربوط به اين مقوله هستند؛ اما من سعی کردم که در منطقه‌ای باشند که نه بتوان نام (ديزاين) را به آن اطلاق کرد و نه نام دیگرى بر روى آن گذاشت. شايد يك نوع اختلال!

در واقع اين مجموعه جلدها، به جای رعايت روند كمابيش هميشگى كار و مهندسی کردن، کانسپت و… بیشتر بر پایه ی یك نوع همزیستی با متن شكل گرفته است. بعلاوه ى تجربه های منِ سازنده‌یِ تصویر، آموخته هايم و چيزهايى كه همزمان تجربه مى كنم و در نهايت همه‌ی اتفاقات زندگى ام، منجر به ساخت تصویر اين جلدها شد. بنابراين در اين مجموعه، به جای اینکه با تفکر جلو بروم با مختل کردن تفکر کار را پیش بردم و این به نتیجه نمی‌رسيد مگر اینکه بتوانم تا حد امکان به تجربه‌ ى درون متن نزدیک شوم؛ یک جور زندگی کردن يا دوستی با متن. من را به شکل یك ماشین تصور کنيد که متن به آن وارد و تصویر از آن خارج می شود. ماشینی که نه تنها با برنامه‌ریزی کار نمی کند؛ بلكه فاقد نظم بوده و حتى دچار بدسوزى است! با اين تصور، نتیجه‌ی کار يا همان طرح جلدها تا حد زیادی بدون پیش‌بینی شکل گرفته؛ چرا كه بیش از هر چيز با عواطف، تخيل، نیروها و ابهام ها سروکار دارد نه با منطق و قانون و مفاهیم و نظم.»
هومن عليزاده متولد ١٣٦٨ و فارغ التحصيل رشته طراحى گرافيك از دانشگاه هنر اصفهان است و هم اكنون به عنوان طراح گرافيك مشغول به كار مى باشد.

1 (2)  4 (4)  3 (3)  2 (4)  4 (1)  3 (2)  4 (6)  2 (3)  4 (5)   2 (1)  1 (1)  1 (3)  1 (4)  1 (5)  2 (2)  2 (5)  3 (1)  3 (4)  3 (5)  4 (2)  4 (3)

10  8  4  2  13  14



26 thoughts on “اختلال در طراحى جلد كتاب / هومن عليزاده”

  1. سلام. متوجه نشدم. یعنی اینکه شما تمامی متن کتابها را، باتوجه به تفاوت ژانهایشان مطالعه کرده، درک کرده و خروجی تصویری از انها ارائه کرده اید؟ (آنجا که گفته اید متن دریافت میکنید و تصویر تخویل میدهید) حالا هرچند با خوب کار نکردن متور؟؟
    پس چرا کارها شخصی نیست؟

    1. سلام.
      من ادعایی مبنی بر درک کردن متن ندارم (کی میتونه چنین ادعایی بکنه؟)، منظور خوانشی بوده که من از متن داشتم و بر اساس اون تصویر تولید کردم.

    1. عقیده شما بسیار محترم اما حد و اندازه و سطح کار روز رنگ را در جایی دیگر نقد بفرمایید.
      با توجه به تخصصی بودن سایت انتظار میرود نظرات از منظر ترمینولژی صورت بگیرد…

      1. ترمينولوژى!!!
        از اون سرى واژه هايى كه جديدا خيلى مد شده و به پز روشنفكرى اينروزها خيلى مياد
        دوست عزيز ساده و واضح حرف بزن اينجا جاى اداها و به رخ كشيدن نيست

  2. بسیار زیبا.خسته نباشید.
    فقط این جمله شما در مضمون اشتباه است.(( من سعی کردم که در منطقه‌ای باشند که نه بتوان نام (دیزاین) را به آن اطلاق کرد و نه نام دیگرى بر روى آن گذاشت. شاید یک نوع اختلال!…))
    در هر صورت شما دیزاین انجام داد ه اید.چه بخواهید چه نخواهید.انتخاب شما در متریال عناصر بصری و هر آنچه در آثارتون وجود داره بخشی از دیزاین شما در این آثار است.(شما وقتی میز کار خودتون را مرتب میکنید بر اساس نیاز خود میچیند دیزاین انجام داده اید.)مگر انکه مثل نقاشی رنگهایی را بدون دقت به مفهوم و رابطه آن با مخاطب و دال و مدلول و نتیجه دلالت در ان تهی و بی نیاز به کار ببرید که در یک چنین حالتی اصلا شما کار گرافیکی انجام نداده اید.پس ۱۰۰% دیزاین در آثار شما به معنی واقعی خودش وجود دارد و انکار ان در تضاد کامل با گرافیک و هنرهای کاربردی است.(در این مدیا خاص)

    1. مشخصن محصول نهایی به دیزاین نزدیکه، مسئله بر سر اینه که توی این مجموعه تلاش من بر هذیانی بودن و انتخاب شیوه و روالی خلاف تعاریف رایج دیزاینه. بجای عقل ومنطق از حس ، بجای خوشنویسی بدنویسی، بجای خوانایی ناخوانایی، بجای وضوح ابهام، و همینطور…

  3. این کارا برای جلد کتاب خوب نیستن شاید از جنبه خلاقیت یه سبک خوب باشه ولی جلد کتاب !!!! یکی از اصول طراحی جلد کتاب جذابیت طرحه نه سردرگمی .

    عزیزانی که دوست دارن طراحی جلد های زیبایی ببینن به صفحه اینستاگرام Amiralaei سر بزنن.

    1. احسان عزیز، من همه ی تلاشم توی این مجموعه همین بوده که دقیقن برعکسِ همان اصولی که شما میگید عمل کنم. دقیقن زشت بجای زیبا، سردرگم بجای واضح، من تلاش کردم بجای آگاهی و روشنی از آلودگی حرف بزنم ، من نمیتونم چشمامو روی تمام آلودگی ها و زشتی های اطرافم ببندم و کارِ “زیبا” تولید کنم. تقریبن هر روز، با این موارد روبرو میشم: آدمایی که به فکر اینن که چجوری پول بیشتری از دیگری بچاپن، کارتن‌خوابی که هنوز کفِ خیابون خوابه و حتا معلوم نیست که زنده‌اس یا مرده، اخبار کلاهبرداری و اختلاس و اعدام و قطع دست و فلان و فلان، دعوا، پلیسی که بدترین و تحقیرآمیزترین رفتارو با آدما میکنه، بخاطر پوشش‌شون، و هزاران مسئله‌ی دیگه‌. اینها روی من تأثیر میذارن و طبعن روی کارم. شما اگر نمیبینید، یا اگر نمیخواید ببینید، اگر نمیخواید روح لطیفتون آزرده بشه، من میبینم. من نمیتونم خواستِ شما برای نادیده گرفتنِ این همه ایراد در اطرافمون و دیدنِ کارهایِ زیبا رو درک کنم. من با زخم ها و زشتی ها و گسستگی ها و ایرادات کار دارم نه با پوستی که سالمه، چون چیزی که سالمه نیاز به تغییر نداره.
      و البته این متون اساسن کتاب نیستند، بریده‌متن‌هایِ کوتاه و مقاله اند.

      1. يك ديزاينر كار خودش را درست انجام دهد. يك اقتصاددان همينطور. يك بازرس بانك و مسئول رسيدگي به كارتن‌خواب‌ها در شهرداري هم… شما دفاع كن از ايده‌هاي فانتزي و متوهمانه كه مي‌تونه نوعي خيال‌انگيزي و خلاقيت در مخاطب برانگيزه. انرژي‌ت رو بذار رو كار خودت.. در جامعه مدني هر كس وظيفه خودش رو درست انجام بده تا در بازه زماني نه چندان كوتاه -بله نه چندان كوتاه- اوضاع كمي اصلاح بشه. بله. كمي. راه ديگه‌اي هم وجود نداره. شك نكن. ايده‌هاي چپ و اصلاح‌گري جهان‌شمول دوره‌ش گذشت 🙂

        1. از اینکه شما قدرتِ اینو ندارید که “درست” و غلط”ِ آدمها رو معین کنید بسیار خوشحالم. متاسفانه یا خوشبختانه من دارم کارِ خودم رو میکنم اما شما ذیلِ عنوان “طراح” کامنتی گذاشتید که محتویاتش بیشتر به موعظه نزدیکه تا به یک نظر در حوزه‌ی طراحی، و از این نظر این خودِ شمایید که گویا بدرستی متوجه عملی که انجام میدید نیستید.
          و در نهایت من بر خلاف شما خودم رو در جایگاهی نمیبینم که بخوام چیزی رو اصلاح کنم.
          ضمنن از پیشنهاداتتون (از نیروی خیرخواهانه‌ای که پسِ پیشنهاداتتون وجود داشته) سپاسگذارم.

          1. دوست گرامي
            موضوع بحث در اينجا آثار و كامنتي‌ست كه شما گذاشته بوديد. قطعا بنده هم ايرادات فراواني دارم. هم در كارهايم. هم در اظهار نظر. اما گفتگوي پينگ پنگي راه چاره نيست. روز روزرنگ كارهاي من نوبت ديدگاه‌ شماست.
            من هم دغدغه‌هاي شما را در شروع كار داشتم و دارم و اتفاقا حرف‌هايتان برايم قابل درك است.
            اما مساله ابزاري است كه ما طراحان در اختيار داريم. اين ابزار قدرت اثرگذاري خاصي در عرض و عمق اطراف ما دارد. ما از ديدن ناهنجاري‌ها برآشفته مي‌شويم و روي كارمان اثر مي‌گذارد. اين اثر آيا باعث تغيير مثبتي در مخاطب و جامعه مي‌شود؟ يا منفي؟ جواب اين سوال كليد ماجراست. راننده‌اي كه لايي مي‌كشد، سرعت غير مجاز مي‌راند و در دل مسافر دلهره ايجاد مي‌كند، در جواب مي‌تواند فشار مشكلات و ناهنجاري‌ها را اثر وضعي روي مدل رانندگي خود عنوان كند. اين يك وجه قضيه. وجه ديگر البته شايد اين باشد كه با نشان دادن ناهنجاري‌هاي جامعه در اثر هنري باعث اصلاح مي‌شويم. كه تجربه و نگاه شخصي من مي‌گويد دوره‌اش گذشته‌است. اگر اصلا به نتيجه كار فكر نكنيم و بگوييم هميني كه هست و حس و حال من همين است، شايد چندان با مفهوم ديزاين برخورد درستي نكرده باشيم.

      2. مثل اين ميمونه كه من از ديدن اينكه همسايه اشغال بريزه تو كوچه و همه جارو كثيف كنه ناراحت بشم بعد بيام خودم اشغال بريزم و همه جارو كثيف كنم. بعد در جواب ديگران كه چرا اينكارو كردى بگم : من نميتونم مثل شما بى تفاوت باشم ! من نميتونم اشغال ريختن همسايه رو ببينم و روم تاثير نذاره ! ا

        1. دوستان، موضوع اول اینه که من اصلن نمیدونم دارم به کی جواب میدم، شما یکی از شروط مکالمه یعنی صداقت رو با نحوه ی معرفی‌تون از خودتون نقض میکنید. با اینحال من آخرین کلماتم رو اینجا به احترام شما قرار میدم. از شما دعوت میکنم متنِ مقاله ها رو که در سایت عصب سنج موجوده رو مطالعه بفرمایید، روش شناسیِ متون رو بررسی کنید، در موردِ نویسنده های متون اطلاعاتی رو جستجو کنید، و در نهایت اگر همچنان علاقه‌ای به بحثِ سازنده داشتید، میتونیم در موردِ نسبتی که بینِ متون و روش‌شناسیِ اون‌ها با تصویرایی که اینجا هست با هم صحبت کنیم. اینکه بدونِ در نظر گرفتنِ این نسبت‌ها “صرفن” راجع‌به همین چیزِ دو‌بُعدی، راجع به یک سری تصویر، حرف بزنیم، نتیجه اش به مقایسه‌یِ بین ساختنِ تصویر و لایی‌کشیدنِ راننده‌ و آشغال‌ریختن در معابر می‌رسه که هیچ ارزشِ استفاده‌ای نه برای من داره نه برای شما. از خلالِ یک چنین بحثِ بی‌اساسی هیچ نتیجه‌ی درخوری بیرون نمیاد دوستان عزیز، صرفن با حروم کردنِ کلمات مواجهیم.
          ارداتمند شما، هومن علیزاده.

  4. دوست گرامی نوع صحبت و برخورد شما جای تاسف داره شما باید همچون یک هنرمند با موضوع نقد رفتار کنین . شما به جای اینکه عصبی بشی بهتره به نقد ها احترام بزاری ودر جهت اصلاح کارها برای آیندت کمی تامل کنی . یادت باشه اگر ما دوستداران روز رنگ به قول شما ذیل این کارها وقت رو تلف می کنیم و کلمه حروم میکنیم (با عرض معذرت از دوستان عزیزم) تنها و تنها بخاطر احترام و حس تعهد به مسئولین زحمتکش روزرنگ است و بس، و احساس تافته جدابافته بودن و خودشیفتگی کاذب بهتون دست نده ، کارها ضعیفه و به نظر من و بسیاری از دوستان طراح در حد و اندازه سایت نیست. باری، هیچ کدوم از مسائلی که فرمودین در کارهای تکراری و نیم ساعته شما وجود نداره حتی باید بگم به قول شما جز انتخاب یک سری لغت از مقالات و دگرگونی های ساده و تکراری کار خاصی نکردین، اساسا این کارها مصداقی روشن از سطحی نگری به معقوله دیزاینه .
    در پایان سعی کن بیشتر کار ببینی و بیشتر نقد پذیر باشی.
    موفق باشی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.