طراحی مجدد نشانه‌ی چای شهرزاد / پريسا تشكرى [پروژه منتشر نشده]

طراحی مجدد نشانه‌ی چای شهرزاد در تیرماه ۱۳۹۰ توسط گروه اسفرجانی و همکاران به پريسا تشكرى سپرده شد. مدیران اين شرکت چای تصمیم داشتند که بعد از سال‌ها لو‌گوی صدمه دیده پس از انقلاب را مرمت و نوسازی کنند و این تصمیم با اقدام شروع پخش و فروش گسترده‌ی این محصول در بازار همراه می‌شد.

پريسا در مورد روند انجام اين سفارش مى گويد: «پروژه‌ی بسیار جالبی بود؛ چرا که از قدیم این لوگو را دوست داشتم و به نوعى یک جور برند نوستالژیک برای من به حساب می‌آمد. از طرفی اين سفارش، از طرف «شهرزاد اسفرجانی» که پیش از آن سابقه‌ی همکاری با ایشان را در شركت «داروگ» داشتم به من سفارش داده شده بود. بنابراين پیش از رسیدن بریف با شناختی که از میزان دانش ایشان در زمینه‌ی مدیریت برند داشتم؛ می‌دانستنم که جای هیچ‌گونه سوال و شبهه‌ای در توضیحات کار نخواهد بود.
بر اساس توضیحات، مخاطبان اولیه‌ی این محصول خانم‌های بالاى ۳۰ سال با مشخصات جمعیت شناختی A,B,C1 و علاقه مند به تصویر ذهنی چای شهرزاد معرفی شده بودند. شخصیتی که از نشانه‌ی برند انتظار می‌رفت تصویری از یک شهزاده‌ی اصیل ایرانیِ متفاوت با پوششی قدیمی و نوستالژیک بود که می‌بایست شخصیتی آشنا، قابل اعتماد و وزین داشته باشد. در به‌روزرسانی تصویرسازی، تمرکز ویژه بر طراحی پوشش و حجاب مطابق با کاراکتر با ترکیبی از تور و تاج ایرانی، درخواست اصلی سفارش دهنده بود. کار بر روی این پروژه یک و نیم ماه طول کشید و در نهایت به تایید مجموعه رسید و بلافاصله پروسه‌ی طراحی بسته‌بندی‌های چای آغاز شد.
پس از صرف انرژی و زمانی که برای این پروژه گذاشته شد؛ لوگو و یک طراحی بسته بندی اصلی چای بدون عطر به تایید مدیریت مجموعه رسید و حتی هزینه‌های آن تا حدودی پرداخت شد. اما طبق روایتی، هم‌زمانی آغاز تحریم‌ها باعث وقفه‌ی بزرگی در تولید، پخش و سیستم بازرگانی این شرکت شد.
جای بسی تعجب بود که با رونمایی از بسته‌ی جدید چای شهرزاد نه تنها بسته بندی، که لوگوی آن نیز به طور کامل تغییر کرده بود! نمی‌دانم به چه دلیل، اما گویا مدیریت شرکت چای شهرزاد که قصد ادامه‌ی مسیر تعریف‌شده را داشته، برای اجرای آگهی‌ها و برندینگ محصول به یک شرکت تبلیغاتی مراجعه کرده و آ‌ن‌ها مجدد لوگو و بسته را تغییر داده و از نو طراحی کردند.»

پریسا تشکری متولد سال ۱۳۵۲ و داراى مدرك كارشناسى ارشد گرافیک می باشد. اين عضو هیات مدیره انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران نزديك به دو دهه در حوزه طراحى گرافیک فعال بوده است. پريسا در جشنواره‌ها و رویدادهای داخلی و بین‌المللی مختلفى حضور داشته كه آخرين فعاليت او کارگاه چهار روزه‌ به همراه سخنرانی در دانشگاه زینگ وو شهر تایپه در کشور تایوان مى باشد.
در ادامه همراه روزرنگ باشيد تا پروژه ى منتشر نشده ى او را با هم ببينيم:

 

نشانه‌ی اصلی چای شهرزاد قدیمی

Shzd 1
روند تغییرات نشانه

Shzd 2
برخی از اتودهای مدادی برای نشانه‌ی شهرزاد

Shzd3     Shzd5 Shzd4
Shzd7  Shzd8
 Shzd6
اتودهای نهایی انتخاب شده

Print
تحقیق بر چهره ی کاراکتر

Shzd10
اتود پایه ی اجرا شده

eslah 617
تجربیاتی برای نزدیک شدن به چهره‌ی کاراکتر مورد نظر

FaceEtod
کار بر روی بخار و ادامه‌ی چهره در داخل قدح

Print
تجربیاتی برای نقش روی قدح

eslah 617
نشانه‌ی تایید شده‌ی نهایی توسط مدیریت مجموعه

eslah 617
لوگوی کنونی چای شهرزاد!

eslah 617



34 thoughts on “طراحی مجدد نشانه‌ی چای شهرزاد / پريسا تشكرى [پروژه منتشر نشده]”

  1. واااااااای….! خدا مردم از خنده!
    بعضیا خیلی انسانهای جالبین! لوگو به این خوبی رو ول کرده رفته شنل قرمزی با چشمای خمار گزاشته!
    باور کنید به آخر تصاویر و لوگوی اجرا شده رسیدم یهو زدم زیر خنده!
    مرسی روز رنگ شادمون کردی!

  2. برند خانم تشکری فوق العاده بود هویت ایرانی بودن محصول در سطح بین المللی به مخاطب نشان می دهد اما این لوگو بی سلیقه خیلی هندی هست اصلا طرف فکر میکنه مال هندوستان هست!!!!

  3. لوگو آخر و همچنین ری برندینگ جدید چای شهرزاد توسط آژانس تبلیغات بادکوبه طراحی شده است. اگر دوستان کمی در مورد طراحی لوگو این آژانس تحقیق می کردند فارغ از اینکه حالا این لوگو خوب شده یا بد متوجه می شدند که چای شهرزاد در اصل یک چای هندی خالص هست و عرضه کنندگان اون اتفاقا هدفشون تغییر ذهنیت مردم از چای شهرزاد از یک چای ایرانی به یک چای هندی بوده است. پس تداعی شدن یک شخصیت هندی در ذهن دوست خوبمون نتیجه کار مثبت این آژانس هست! حالا چرا در بریفی که برای سرکار خانم پریسا تشکری ارسال شده به هندی بودن محصول اشاره نشده جای سئوال دارد. می توانید در سایت بادکوبه دفترچه توضیحات و مراحل ریبرندینگ چای شهرزاد رو دانلود کنید تا بهتر با مسیر و البته موفقیت این چای بعد از ریبرندینگ آشنا بشید

  4. ضمن اینکه لوگو طراحی شده خانم تشکری برای یک شخصیت برند ایرانی بسیار عالی است اما وقتی سفارش دهنده احتمالا اطلاعات ناقص به ایشون داده و از هدف خودش که معرفی چای شهرزاد به عنوان یک چای صد در صد هندی پرده برداری نکرده توقعی نمیره که لوگو خانم تشکری هندی نباشه و ایرانی باشه. پس اطلاع کامل طراح از هدف و نیت تولید کننده و شخصیتی که او برای محصولش در ذهن داره جزء بسیار مهم طراحی است که متاسفانه بسیاری از کارفرماها ازش غافلند و از این طرف هم بسیاری از طراحان ،

  5. این تفکرات آرتیستی رو تو دیزاین بریزیم دور
    هم لوگویی که بادکوبه طراحی کرده به لوگو اصلی شهرزاد نزدیکتره
    هم جذابیت بیشتری داره برا مخاطب این محصول

  6. آقای امین ممنون از توضیحات خوبتون در ارتباط با تغییر بریف / در ابتدا بهتر است بگویم نمایش مراحل این کار در روزرنگ به منزله‌ی رد کارهای جدید انجام شده از طرف شرکت بادکوبه نبوده و دلخوری من بیشتر از مشتریست که به قول شما اگر بریفش تغییر کرده ، در حالی که لوگو به تایید ۱۰۰ درصد مجموعه رسیده چرا این تغییرات را اعلام نکرده که خود طراح آن ها را اصلاح کند.
    از طرفی این یک Redisign بوده از لوگوی اصلی که آن هم یک مینیاتور ایرانی کار استاد تجویدی‌است.
    بنابراین این حداقل انتظار طراح از سفارش دهنده و یا مدیرهنری دوم در شرکت بادکوبه است که قبل از تغییرات مجدد تماسی با طراح قبلی گرفته می‌گرفتند و به واقع چیزی جز رعایت اخلاق حرفه‌ای نبود.

    1. دود اگر بالا نشیند کسر شان شعله نیست
      جای چشم ابرو نگیرد گرچه او بالاتر است
      اتفاقا وقتی کار چاپ شده رو در کنار کار شما رو میبینیم به ارزش کار شما خیلی بیشتر پی میبریم.
      تازه چاییشون خیلی عطریه من که دوست ندارم!
      چای ارل گری خوبه، واسه اونا یه لوگو بزنید. D:

    2. چه حرکت غیر حرفه‌ای خانم تشکری!
      ایشون کار رو با شما تصفیه کردن. هزینه کار به شما مطئنا داده شده. بعد از اتمام کار احتمالا برای ساخت تیزر و موارد تبلیغاتی دیگه برای دوستان جذاب به نظر نرسیده. به هر حال از نظر من کار بادکوبه جذابتر و عامه‌پسندتر به نظر می‌رسه. در تمامی اقلام تبلیغاتی هم استفاده شده و جواب گرفته.
      شما گویا از آن جمله طراحانی هستید که خیلی خوش‌اقبال بودید که همه کارهاتون چاپ شده چون تمامی طراحان در سراسر دنیا کارهایی دارند که با وجود تایید شدن در آرشیو باقی مانده و تکثیر نشده.

    3. سلام خدمت سرکار خانم پریسا تشکری عزیز
      من شما رو یکی از بهترین طراحان امروز ایران میدونم و کارهای شما رو به شدت دوست دارم و البته افتخار داشتم چند سال قبل به صورت مستقیم با شما در نشستی گرافیکی در شیراز هم کلام بشم که باعث افتخار من بود و در اون برنامه من چقدر چیزهای خوب از شما یاد گرفتم.
      در مورد متنی که نوشتم چند توضیح کوتاه لازمه که می نویسم. من هیچ ارتباطی با مجموعه بادکوبه ندارم و صرفا مطلبی که نوشتم تحلیلی برای کار این آژانس بود چون خودم مدیر یک آژانس تبلیغات هستم معمولا کار آژانس های دیگر رو رصد می کنم و تحلیل تا هر روز بیشتر یاد بگیرم. به قول شما این مجموعه از نظر اخلاق حرفه ای می بایست قبل از تغییر طراحی با طراح سابق حداقل یک مشورت کوتاه می کرد که خوب انجام ندادن این کار یک نکته منفی به حساب میاد. دوم اینکه متاسفانه این قبیل کارها در کارفرمایان ایرانی خیلی زیاد دیده میشه که مدام طراح گرافیک خودشون رو و حتی طرح های تایید شده خودشون رو کنار میزارند و حتی در حالت بسیار بد موضوع سفارش رو به چند طراح میدن که این آخری از همه تاسف بارتر هست. در مورد ریبرندینگ که گفتم منظورم کار آژانس بادکوبه بود که کلا برند چای شهرزاد و تمام اقلام گرافیکی و شیوه بازاریابی و ترویج برند رو طراحی کرده بودند که ظاهرا موفق هم بوده. موضوع بعد اینکه ما دو دیدگاه در گرافیک تبلیغاتی داریم: گرافیکی که هنری ، علمی و بر اساس مطالعه هست و گرافیکی که صرفا کارش فروش بیشتر هست (با گرافیک تجاری صرفا زیبا برای عام و خاص). کار شما یک کار پخته و دوست داشتنی و زیباست اما شخصا به نظرم بیشتر هنری است تا تجاری و کار بادکوبه دقیقا برعکس. این که حق با کیست و کدام یک از این دو مسیر صحیح تر هستند من شخصا در جایگاهی نیستم که نظر بدم. دوست دارم نظر شما رو بدونم تا بیشتر یاد بگیرم. شاید تولید یک طرح که هم شخصیت هنری و هم شخصیت تجاری داشته باشه راه حل قضیه باشه. موفق باشید

      1. سلام
        ببخشید امین خان به نظرم شما خیلی صنفی به قضیه نگاه می کنی
        من اگر بخوام طرح تهیه کنم برای کاری ، هیچ عیبی نمی بینم که به چند طراح بدم و از بین اونها اونی که بیشتر خوشم میاد (فارغ از نگاه تکنیکی حتی) را انتخاب کنم . این حق منه که از بین طرح های خوب اونی که دوست دارم حتی اگر از نظر شما حرفه ای تر نباشه را انتخاب کنم

    4. سلام، وقت همگی به خیر
      من به عنوان مدیر پروژه افتخار همکاری با کارفرما و خانم تشکری عزیزمون رو داشتم. بسیار تلاش کردیم تا بر اساس آنالیز مستندات و تحقیقات و تاریخچه و ارزشهای بنیادین برند شهرزاد، طراح مجموعه رو کسی انتخاب کنیم که خودشون هم مثل ما بر حفظ ارزشهای بصری و کاریزمای برند حساس باشن و بتونیم با دقت و حوصله کاری فاخر و شایسته تحویل بدیم.

      (به هر حال، چای شهرزاد از نوستالژیک ترین و یکی از قدیمی ترین نامهای شاخص محصول در ایران است و انتقال بار حسی و تاریخی این نام به نسل جدید مصرف کننده ها، در قالب محصولات جدید، کار بسیار حساس و ظریف بود. رویکرد ما اینطور بود که با زنده کردن حس و حال قدیمی در نسل قدیم، این ارزش ها رو مثل میراثی ارزشمند به نسل بعدی مشتریان منتقل کنیم.)

      خانم تشکری برای طراحی مجموعه گزینه برتر بودند و همکاری بسیار دلپذیری اتفاق افتاد. البته از ابتدا هم از طرف کارفرمای محترم اعلام شده بود که چای شهرزاد ۱۰۰٪ خارجی هست و حتی ما به عنوان گروه مشاور نشست هایی هم با فروشندگان هندی طرف مذاکره با مجموعه چای شهرزاد داشتیم.

      برای تغییر این چهره، طرح های بسیار زیادی با دقت و ظرافت پیشنهاد شد تا به حس و حال و شخصیتش آسیب نرسه، بلکه تقویتش کنه.
      در نهایت طرح از طرف گروه مشاوره ارائه شد و مورد تایید قرار گرفت و پروژه به اتمام رسید و تحویل کارفرما شد.
      بعد از مدتی، ما هم انتظار داشتیم تا نتیجه اجرا شده همه تلاش هایی که برای ما جنبه عاطفی و حسی زیادی داشت ببینیم، اما اینطور نشد.
      توضیحی در این مورد نگرفتیم، اما در نهایت، مجموعه هایی که خدمات مشاوره و استراتژیک به مجموعه های تجاری ارائه می کنن، با آژانس هایی که درگیر رسانه هستن، ماهیت و اولویت بندی ارزش کاری متفاوتی دارند و شاید آنقدر که باید، حساسیت به خرج دادن تا این حد در این جزییات توجیه نداشته باشد.
      شهرزاد همیشه برای ما پروژه نازنینی خواهد بود، چون به آن تعلق خاطر زیادی داریم.
      من هم موافقم طراحی کنونی بیشتر به تصویرسازی نزدیک است تا نشان تصویری یک برند پرسال و فاخر.
      اما در نهایت، سلیقه کارفرما و حوصله تیم اجرایی مشخص می کند که مخاطب با چه رو به رو شود.

  7. به نظرم اگر مشکلشون هندی بودن بود تنها با یه خال هندی قضیه حل می شد. اون چیزی که سفارش گیرنده رو مجذوب کرده تنها اجرای رنگی و تصویرسازی بوده و اون کار ارزش نشانه رو نداره. به نظرم خانم تشکری اگر یه تصویرسازی از این براشون کار می کرد کاملا قانع می شدند. البته این فرصت رو میدونم به ایشون ندادن و این تجربه تلخیه که همه ما باهاش درگیریم.

  8. بنظرم چیز خوبی از آب در اومده . تنها اگر ایشون براشون تصویر سازی هم میکردن بنظرم دیگه جای در رو نداشت . البته سفارش دهندگان ما عادت دارند به بریز و بپاش و مصرف بی رویه ایده ، طرح، وقت و انرژی .

  9. من فکر میکنم که شخصیتی که تعریف شده بیشتر شبیه به یک شخصیت کارتونی هست تا یک لوگو. من با نظر دوستمون موافقم که که حتی با یک خال میتونستند مشکل رو حل کنند. تا اینکه لوگو رو اینقدر از اصل دور کنند…….. به امید موفقیت های روز افزون برای خانم تشکری

  10. تبلیغات فوق العاده ای داره
    محصولاتشم عالیه
    کلا همه چیز شهرزاد عالیه
    مخصوصا شعار شهرزاد را به خاطر بسپار !!!
    ممنون روزنگ به خاطر پست هات

  11. ایرادی که در مورد لوگوی بادکوبه وجود داره این هست که ٬ این برند یک برند چایی هست٬ و چایی یک محصول طبیعی . خیلی مهم هست که طرح اون حس اصالت رو القا کنه. بخصوص در مورد برندی به نام شهرزاد که شخصیت شهرزاد قصه گو رو برای ما یاد آور میشه. اما متاسفانه لوگوی جدیدشون نه تنها این چیزا رو القا نمیکنه که برعکس٬ کاملا حس یه محصول غیر طبیعی با کلی مواد نگهدارنده و رنگ و … رو القا میکنه!!
    متاسفانه اکثر اوقات سفارش دهنده ها فرق بین سلیقه شخصی شون و کار حرفه ای رو نمی فهن و به برند خودشون ضربه می زنند!

  12. یکی از مهم ترین حسای بدی که لوگوی قبلی و فعلی شهرزاد به من میده اینه که کله زن از فنجون یا کاسه که چی اینجور مسخره اومده بیرون ! تنه اش یعنی تو فنجونه ؟؟؟؟ :))))
    ولی به نظرم لوگوی خانم تشکری با آنالیزه کردن لوگوی قبلی به نتیجه خوبی رسیده و اون فنجون تبدیل به فرم لباس شده و از این حالت طنز بیرون اومده .
    متاسفانه بعضی از سفارش دهنده ها ، موقع سفارش اثار هنری فکر میکنند دارند برای اعضای خانوادشون لباس تهیه میکنند !!!

  13. با سلام
    واقعا باعث تاسفه که یکی از اعضای هیئت مدیره انجمن صنفی کار و طرحش باید به تایید مدیریت مجموعه شهرزاد برسه ، معنییشو اصلا نتونستم درک کنم ، چون این حرکت در حد طراحان نوپاست. این عضو هیئت مدیره انجمن صنفی هستند که باید خط فکری هنری رو تعریف کنند برای یک مجموعه نه کسی که کارش تجارته… این بازار خراب کار رو میرسونه…

  14. سلام. با اینکه مدتهاست به این وب سایت سر می زنم، اما متاسفانه تا حالا کامنت نگذاشته بودم.
    اما با دیدن این پست بحدی خنده ام گرفت که نتونستم جلوی خودم رو بگیرم. من میگم شاید مسوولین چای شهرزاد خودشونم فهمیدن کدوم طرح بهتره، اما رو سلیقه مخاطبین حساب دیگه ای باز کردن. که اگر این هم باشه باز هم مرتکب اشتباه بزرگی شدن.
    خلاصه مرسی روزرنگ، شاد شدیم.

  15. در سياست آقاي محمود احمدي‌نژاد ۸ سال سكان‌دار رياست‌جمهوري كشور بودند. در هنر موسيقي آقاي اميرحسين مقصودلو (امير تتلو) پرطرفدارترين خواننده روز هستند. صفحه خانم بهنوش بختياري پربازديدترين صفحه اجتماعي است. در سينما آقاي مسعود ده‌نمكي سه‌گانه پرفروش سينماي ايران را به نام خود ثبت كردند.
    فارغ از قياس اين عرصه‌ها، ويژگي‌هاي جامعه ايراني را مي‌شود تا حدودي رصد كرد.

    ما مخطبان اين سايت و تعدادي از طراحان بايد بپذيريم كه دره‌اي كه اين بين است روز به روز عميق‌تر مي‌شود. سليقه مشتري‌اي كه حاضر است براي محصول هنري باب طبعش پول بدهد و سليقه‌هاي مولد و خلاق با استانداردهاي متفاوت.
    اين وسط پل زدن روي دره به عهده كدام بخش از جامعه است؟
    ما طراحان مي‌توانيم نقشي داشته باشيم؟
    يا در محوطه محدودي سرگرم مجادلات ايده‌آل‌گرايانه خودمانيم؟

  16. من خودم را جاي مشتري سوپرماركتي مي‌گذارم. تلقي او از زحمات خانم تشكري احتمالا در اين موارد خلاصه مي‌شود:

    قديمي
    غمگين
    بي‌روح

    و از كار موجود:
    شاد
    خوش‌رنگ
    جذاب
    جديد

    سوال ديگر اين است: به جز ايده گرفتن (اگر از عبارت كپي‌برداري استفاده نكنيم) راهي براي پيوند بازار و گرافيك خلاق وجود دارد؟

  17. به دلیل اینکه هندی ها هم در فرهنگ خود به صورت جدی از نگارگری بهره برده اند با اندکی تغیرات (اضافه کردن عناصر و فرم های نگارگری هندی)در کار خانم تشکری قطعا آن پروژه موفق تر از پروژه انجام شده فعلی میگردید.

  18. lموردیکه خیلی وقته ذهنمو مشغول کرده فاصله بین هنرمند (خالق اثر) با مخاطبه…
    متعسفانه هر چقدر که وقت میزاریم برای پیشرفت در حرفه مون و سعی می کنیم بیشتر و بیشتر یاد بگیریم و تجربه کسب کنیم ، متعسفانه مخاطبمون رو جایه دور و دورتری از خودمون جا میزاریم،،،
    خانوم تشکری همین العان هم خیلی دیره برای اینکه دانش لازم رو مخاطبامون بدست بیارن که بشه این پل ارتباطی بین هنرمند خالق اثر و مخاطب ایجاد شه و درک حد اقلی از سیگنال هایه ارسالی هنرمند رو دریافت کنه…

  19. داشتن جذابیت، برخوردار بودن از عناصری که نگاه مخاطب رو بین برندهای دیگه جلب کنه (مثل رنگ)و همینطور رسوندن پیام برند خیلی مهمه…
    فکر نمی کنم در نگاه اول جزعیات کاسه ای که شهرزاد از تووش درومده زیاد مهم باشه برای مصرف کننده و هزار بار هم که محصول رو بخره بهش دقت نمیکنه… بانوهای بالای سی سال ما مگه توو کاسه یا قدح چای میخورن! اتود اولیه رو اسمشو گذاشتین تحقیق…

  20. اخه چطور لگو به این خوبی رو ول کرد رفت شنل قرمزی رو انتخاب کرد !!!!!
    البته لگویه دومی انتخاب رنگ خوبی داره.فقد کمی رنگش خوبه به نظر من ..

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.